تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 439

مساهمون:

ص٤٣٩
چهلم : با سند خود روايت مىكند از محمد بن يوسف بيكندى كه مىگفت : چون به احمد بن حَنبل رأى أبو حنيفه بر جواز طلاق قبل از نكاح گفته شد ، در پاسخ گفت : مِسْكِين أبوحنيفه ! گويا وى از اهل عراق نبوده است ! گويا اصولًا او از اهل علم نبوده است ! از پيغمبر اكرم صلّى الله عليه ( و آله ) و سلّم و از صحابه و از بيست و اندى نفر از تابعين مثل سعيد بن جُبَير ، و سعيد بن مُسَيِّب ، و عَطاء ، و طاووس ، و عِكْرِمَه ، بطلان طلاق قبل از نكاح آمده است . چگونه ابو حنيفه جرأت كرده كه بگويد : طلاق داده مىشود . « 1 » و لهذا احمد بن حنبل مىگفته است : مَا قَوْلُ أبِى حَنِيفَةَ وَ الْبَعْرُ عِنْدِى إلَّا سَوَاءً . « 2 » « نيست گفتار أبوحنيفه و پشك در نزد من مگر يكسان » . چهل و يكم : با سند خود روايت مىكند از على بن جرير أبيوردى كه گفت : وارد شدم بر ابن مبارك ، و مردى به او گفت : دو نفر در مسأله‌اى تنازع داشتند : يكى از آنان مىگفت : ابوحنيفه چنين گفت و ديگرى مىگفت : رسول خدا صلّى الله عليه ( و آله ) و سلّم چنان گفت . و آن مرد گفت : ابو حنيفه از رسول خدا در مسألهء قضاوت اعلم مىباشد . ابن مبارك گفت : دوباره براى من بازگو كن ! پس براى او بازگو نمود . ابن مبارك گفت : كُفْرٌ كُفْرٌ . أبيوردى گويد : قُلْتُ : بِكَ كَفَروا ، وَ بِكَ اتَّخَذُوا الكَافِرَ إمَاماً ! « من گفتم : به واسطهء توست كه كافر شده اند ! و به واسطهء توست كه مردم آن كافر را امام دانستند ! » ابن مبارك گفت : به چه جهت ؟ ! گفتم : به جهت رواياتى كه از ابوحنيفه مىكردى ! گفت : از جميع رواياتى كه من از ابو حنيفه نقل كردم به خدا استغفار مىنمايم . « 3 » و بدين لحاظ عيسى بن عبد الله طَيالسى مىگويد : از ابن مبارك شنيدم كه مىگفت : كَتَبْتُ عَنْ أبِى حَنِيفَةَ أرْبَعَمِاة حَدِيثٍ إذَا رَجَعْتُ إلَى الْعِرَاقِ إنْشَآءَ اللهُ
هامش
( 1 و 2 و 3 ) « تاريخ بغداد » ، ج 13 ص 442 و ص 443 .