« اما أبو حنيفه گمراه و گمراه كننده مىباشد ، و اما ابو يوسف پس فاسقى مىباشد از فاسقان . »
سى و هفتم : با سند خود روايت مىكند از يزيد بن هارون كه مىگفت : مَا رَأيْتُ قَوْماً أشْبَهَ بِالنَّصَارَى مِنْ أصْحَابِ أبِى حَنِيفَةَ . « 1 » « من گروهى را شبيهتر به مسيحيان از اصحاب ابوحنيفه نديدهام . » « 2 »
سى و هشتم : با سند خود از هارون بن سعيد إيلى روايت مىنمايد كه شنيدم از شافعى كه مىگفت : مَا أعْلَمُ أحَداً وَضَعَ الْكِتَابَ أدَلَّ عَلَى عِوَارِ قَوْلِهِ مِنْ أبِى حَنِيفَةَ . « 3 » « من نمىشناسم احدى را كه كتاب خدا را بر ميزان و مقياس رأى و نظريّهء خودش قرار دهد به مانند ابو حنيفه ! »
سى و نهم : با سند خود روايت مىنمايد از احمد بن سنان بن أسد قَطَّان كه مىگفت : شنيدم كه شافعى مىگفت : مَا شَبَّهْتُ رَأىَ أبِى حَنِيفَةَ إلَّا بِخَيْطِ السَّحَّارَةِ يَمُدُّ كَذَا فَيجِىءُ أخْضَرَ ، وَ يَمُدُّ كَذَا فَيَجِىءُ أصْفَرَ . « 4 »
« من تشبيه نكردم رأى و فتواى ابوحنيفه را مگر به ريسمان مرد جادوگر و ساحر زبردست ، كه آن را آن طور مىكشد سبز مىآيد ، و آن را اين طور مىكشد زرد مىآيد . »
هامش
( 1 و 3 ) « تاريخ بغداد » ، ج 13 ص 436 و ص 437 .
( 2 ) در كتاب « الاصل » تأليف محمّد بن حسن شيبانى متوفّى در سنهء 189 - كه او و ابو يوسف قاضى از أخصّ تلاميذ ابوحنيفهء زوطى : نعمان بن ثابت بودهاند - در ج 1 ص 179 در باب الامام يحدث و لا يقدِّم أحَداً ذكر كرده است كه : من گفتم : به من خبر بده : اگر امام جماعتى براى مأمومين خود يك ركعت و يا دو ركعت نماز گزارد و پس از آن حَدَثى از او صادر شد و كسى را بجاى خود نگماشت و از مسجد بيرون شد ؟ ! گفت : نماز قوم فاسد است و بر عهدهء ايشان است كه دوباره نماز را از سر شروع كنند . گفتم : به چه علّت ؟ ! گفت : من اين را استحسان مىكنم ، و اين نظريّه را قبيح مىبينم كه قومى در نماز در مسجد باشند و امامشان در خانهاش نزد اهل بيتش باشد . و در ج 1 ص 171 گويد : گفتم : و همچنين است اگر امام از روى تعمّد پس از آنكه به مقدار تشهّد نشسته است حَدَثى از خود صادر كند ؟ ! گفت : آرى ! فقط بر عهدهء امام است كه از براى نماز ديگر وضو بگيرد ، و بر عهدهء قوم وضوئى نمىباشد .
( 4 ) « تاريخ بغداد » ، ج 13 ص 437 .