مگر ملاحظه نمىنمائيد كه : عنوان اين دروس را در اين بحوث شريفه عبارت :
« بلند پايگاه علمى مدرسهء امام جعفر صادق عليه السّلام تا أبد به جهان نور افشان است »
قرار دادهايم ؟ ! ولى آيا اين جمله مىتواند آن طور كه بايد و شايد امام را معرّفى كند ؟ ! و آيا تازه ما هم در اين بحثهائى كه در پيش داريم از عهدهء همين مُدَّعا به تنهائى بر مىآئيم ؟ ! هَيْهَات ! هَيْهَات !
يكى از عوامل ظهور علوم امام صادق عليه السّلام طول عمر ايشان بود
آيا مىتوان گفت كه : علوم امام صادق عليه السّلام از ساير امامان بيشتر بوده است ؟ ! أبدا ، و حاشا ، و كَلَّا . اما چون شرائط زمان و اقتضائات و امكانات بيشترى ايجاب مىنموده است كه آن حضرت علوم خود را به منصّهء بروز و ظهور برسانند ، لهذا علومى كه از وى تراوش كرده است زيادتر مىباشد .
اوَّلًا يكى از عوامل مهم ، طول عمر آن حضرت است چون سنّ ايشان 68 سال بوده است ، « 1 » حضرت در سنهء 80 هجرى متولّد « 2 » ، و در سنهء 148 با سمّ منصور
هامش
( 1 ) در بعضى از آثار عمر حضرت را 63 سال نوشتهاند ، بنابر آنكه بعضى تولّدش را در سنهء 85 ثبت نمودهاند .
( 2 ) در كتاب « مغز متفكّر جهان شيعه » در ص 20 و ص 21 در ميلاد حضرت امام جعفر بن محمد بن على الصّادق : چنين آورده است : زين العابدين عليه السّلام گفت : ميل دارم نوهء خود را ببينم اما نمىخواهم كه او را از اطاق مادرش خارج كنى زيرا امروز هوا قدرى سرد است و بيم آن مىرود كه سرما بخورد . آنگاه زين العابدين عليه السّلام از زن قابله پرسيد : آيا نوهء من زيباست ؟ قابله جرأت نكرد بگويد كه نوزاد ضعيف و نحيف است و گفت : چشمهاى آبىاش خيلى زيبا مىباشد . زين العابدين عليه السّلام گفت : از اين قرار چشمهاى او شبيه چشمهاى مادرم - رحمة الله عليها - مىباشد . چشمهاى شهربانو دختر يزدگرد سوم و مادر زين العابدين عليه السّلام آبى رنگ بود و جعفر صادق بر طبق قانون مندل [ 1 ] چشمهاى آبى رنگ را از جدّهء بزرگ پدرى خود به ارث برد . روايتى وجود دارد مشعر بر اينكه چشمهاى « كيهان بانو » خواهر شهربانو هم كه جزو اسيران خانوادهء يزد گرد سوم از مدائن به مدينه آورده شد نيز آبى رنگ بوده و اگر اين روايت درست باشد جعفر صادق چشمهاى آبى رنگ را از دو شاهزاده خانم ايرانى به ميراث برد . چون كيهان بانو دختر يزدگرد سوم نيز جدّهء بزرگ جعفر صادق بود منتها جدّهء مادرى او . على بن أبيطالب عليه السّلام كه در مدينه حامى اسيران خانوادهء سلطنتى ايران بود شهربانو را به عقد ازدواج پسرش حسين