تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 362

مساهمون:

ص٣٦٢
خوبى ديده بود آنچه را كه عمر بن عبدالعزيز در ايّام خلافتش در ميان سنوات 98 - 101 بجاى آورده بود كه چگونه در مدت سى ماه مىتواند دين را به صورت‌تر و تازه اعادت داد ، و براى دنيا به ثبوت رسانيد كه : مدتى را كه مردم براى وى خلافت نام نهادند ، كافى مىباشد براى خليفهء صادق العَزمى كه مردم را به اسلام صحيح برگرداند . آن خليفه‌اى كه خلافت را - به طورى كه خود وى مىگويد - سبيل براى جنّت قرار دهد .

برخى اصلاحات عمر بن عبدالعزيز

در زمان عمر بن عبدالعزيز بعضى از صالحين در بجا آوردن وى آنچه را كه در نظر داشت استعجال مىنمودند تا در همان نخستين روز ولايت خود انجام دهد . پسرش : عبد الملك به او گفت : ( يَا أبَتِ مَا بَالُكَ لَا تُنْفِذُ الامُورَ ، فَوَ اللهِ لَا ابَالِى فِى الْحَقِّ لَوْ غَلَتْ بِىَ الْقُدُورُ ! ) « اى پدر جان چه چيز جلوگير ارادهء تو مىباشد تا آنكه امور را به جريان بيفكنى ؟ ! سوگند به خدا من در بجا آوردن حق هيچ باك ندارم اگر ديگها براى پختن من در آنها به جوش و غليان درآيند ! » و ليكن عمر بن عبدالعزيز كه امور را بر وفق رفق و تأمّل و مهلت و اصرار و ابرام انجام مىداد به وى گفت : لَا تَعْجَلْ يَا بُنَىَّ ! إنَّ اللهَ تَعَالَى ذَمَّ الْخَمْرَ مَرَّتَيْنِ وَ حَرَّمَهَا فِى الثَّالِثَةِ ، وَ إنِّى أخَافُ أنْ أحْمِلَ النَّاسَ عَلَى الْحَقِّ جُمْلَةً ، فَيَدْفَعُوهُ جُمْلَةً فَتَكُونَ فِتْنَةٌ . « اى نور ديده پسرك من ! شتاب مكن ! زيرا خداوند تعالى مسكر را دو بار مذمّت نمود و دربار سوم حرام گردانيد . و من از آن هراسناكم كه حقّ را يك دفعه بر مردم تحميل كنم و آنان هم يك دفعه كنار بزنند ، و به دنبال آن فتنه بر پا گردد ! » و بدين تدبير و سياست بود كه ابن عبدالعزيز توانست مظالم را رد كند و خداوند بر دست او مردم را غنى و بى نياز گرداند . و كار بدينجا رسيد كه در شهر و مدينه ، و يا غير مدينه همچون قريه فقيرى يافت نمىشد تا مال فقراء را به ايشان توزيع كنند . و ليكن امام صادق از طريقهء زندگى و حيات خليفهء صادق العزم ( ابن عبدالعزيز ) مىدانست : اصلاحات او بعد از مماتش ثمر نداد ، زيرا خلفائى كه پس از او آمدند
امام شناسى (فارسى) — صفحة 362 | السيد محمد حسين الطهراني