آنها را خراب و تباه كردند ، و افرادى كه بعداً مىآيند و باقى هستند ، آنها هم كارشان خرابى و تباهى مىباشد .
امام صادق ( عليه السّلام ) مَقْدَم بنى عباس را مشاهده نموده است كه چگونه نقض شعارهاى خودشان را نموده و به حكم جاهليّت حكم راندهاند .
آرى اين طور امام صادق به رأى العيان مىبيند كه : اصلاح امور به تصدّى و تولى سلطنت نيست ، و يا به مجرد اصلاح امر ولايت در زمان كوتاهى ، و يا در دراز زمانى نمىباشد - با آنكه تمام عمر كوتاه است - و فقط اصلاح تامّ و كامل به اصلاح امَّت است . فَكَيْفَمَا تَكُونُوا يُوَلَّى عَلَيْكُمْ ، وَ لِكُلِّ امَّةٍ الْحُكُومَةُ الَّتِى تَسْتَحِقُّهَا .
« هرطور كه بوده باشيد همانطور بر شما حكومت مىكنند ، و از براى هر امَّتى حكومتى خواهد بود كه استحقاق آن را دارند . »
امام صادق ( عليه السّلام ) در آن زمينه به يقين مىدانست : كار صحيح آن است كه پدرش و جدَّش بجاى آوردهاند ، و آن عبارت است از تعليم امَّت .
هنگامى كه امَّت ، علم را فرا گرفت به صلاح در مىآيد ، و حاكمانِ آن امَّت را توان استضعافشان نمىباشد . آن امَّت در آن صورت ، حكّام را به معروف امر مىكند ، و از منكر نهى مىنمايد ، و تبعات و نتائج اعمال آنان را شريك مىگردد . امّت قوى هيچ گاه بر حاكمانش ستم نمىكند ، و حكّامش نيز بر امّت ستم روا نمىدارند .
امام صادق ( عليه السّلام ) با شعار الثِّقَةُ بِاللهِ سُبْحَانَهُ « اعتماد و اتّكاء او فقط به خداوند سبحانه است » كه : اللهُ وَلِيِّى وَ عِصْمَتِى مِنْ خَلْقِهِ « خداوند است ولىّ من و نگهبان من از مخلوقاتش » و با نقش انگشترى خود كه مصدر قوّت خود را اعلان مىكند : مَا شَاءَ اللهُ . لَا قُوَّةَ إلَّا بِاللهِ . أسْتَغْفِرُ اللهَ « آنچه خدا بخواهد شدنى است . هيچ قوّهاى نيست مگر به خدا . من از خدا طلب غفران مىنمايم . » با چهار بُعد قصد مجلس علم را در مسجد النَّبِى يا در خانهاش مىكند :
بعد مكانى : به علت آنكه مجلس تعليم خود را در مدينة الرَّسُول قرار مىدهد .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 363
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٣٦٣