4 - برادرى از ميان رفته است ، بنابراين اخوَّت در آنجا وجود ندارد ، مگر تملّق و چاپلوسى با دست و زبان !
5 - بنابراين چون نيك بنگرى جميع آنچه را كه در دلهايشان انباشته است ، خواهى ديد كه در آنجا سمّ خالص مار سياه رنگ و خطرناك در قلوبشان جاى دارد . « 1 »
سپس فرمود : اى سفيان ! تو از نزد ما مطرود نمىباشى ، و ليكن در درنگ نمودنت اينجا از سلطان بيم و خوفى داريم ! من گفتم : به روى چشم اطاعت مىنمايم ! قدرى زيادتر براى من حديث كن ! حضرت فرمود : هنگامى كه غُصّهها و اندوهها بر تو از هر جانب هجوم آورند بگو : لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إلَّا بِالله . « هيچ تحوّل و تغييرى و هيچ قوّه و قدرتى نيست مگر به الله . » و وقتى كه ديدى روزيت به كندى مىرسد بر تو باد به استغفار ، و بر تو باد كه تقواى خداوندى را پيشه گيرى ! و شكيبائى و تحمّل را ملازم باش ! و هميشه در امر دنيا و آخرتت حذر و ملاحظه و احتياط را رها مكن ! « 2 » پس من برخاستم و از حضورش بر كنار شدم . » « 3 »
بارى از اين روايت استفاده مىشود كه حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام در حصر و محدوديّت بودهاند و بر چند لحظه توقّف سفيان ، خوف از أخذ و بَطْش منصور نسبت به وى داشتهاند . و البته از ملاحظه و دقت در مطاوى روايت ، مطالب مهمّهاى استفاده مىشود كه ارجاع آن به ارباب خرد و دانشمندان خواهد بود .
مواعظ امام صادق عليه السّلام به سفيان ثورى
محدّث قمّى روايتى ديگر از سفيان نقل مىكند كه مناسب است آن را در اينجا
هامش
( 1 ) در كتاب « مطالب السّؤول » ص 72 دربارهء وصيّت حضرت به سفيان دربارهء عُزلت و خمول و صمت مطالبى هست
( 2 ) در كتاب « مطالب السّؤول » در اواخر صفحهء 81 اين مضمون با استشهاد حضرت به آيات قرآنيّه در تحقق اين امور ذكر شده است .
( 3 ) محدّث قمى صدر اين روايت را با دو بيت از آن در « منتهى الآمال » از طبع رحلى علميّهء اسلاميّه ج 2 ص 89 و از طبع حروفى مؤسّسهء انتشارات هجرت ج 2 ص 253 مرسلًا ذكر نموده است ، و در « تتمّة المنتهى » طبع سوم ص 211 آنچه را كه در « منتهى الآمال » ذكر كرده است با اضافهء ذيل آن از ثمّ استزاده الثّورى تا عبارت فقمت و انصرفت ذكر نموده است .