شيعيان با هم اختلاف ندارند . و برخى از اهل سنَّت بدين امر اشاره نمودهاند همچون ابن صبَّاغ مالكى در كتاب خود : « الفُصُولُ الْمُهِمَّة » در فصل يازدهم در اواخر ترجمهء احوال حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام .
وى مىگويد : « ابو محمد الحسن از خود فقط يك پسر به جاى گذاشت : اوست حجّت قائم منتظر براى دولت حق . و به جهت صعوبت وقت ، و خوف از سلطان ، و تعقيب سلطان از شيعيان ، و حبسشان ، و گرفتن و دستگير نمودن آنان ، ميلادش را مخفى داشت و امرش را پنهان مىنمود . »
و چون حضرت ابومحمدالحسن عليه السّلام رحلت نمودند ، معتمد عباسى جِدِّى بليغ براى دسترسى بر امام مهدى مبذول داشت تا به حدّى كه كنيزانش را حبس نمود و براى آنان نگهبان گماشت ، از ترس آنكه مبادا يكى از آنان آبستن به فرزندى از امام باشد . امّا خداوند او را از ديدهء معتمد ، و از دشمنانش پنهان داشت براى روزى كه اراده دارد زمين را از لوث جور و طغيان و شرك پاك كند ، و به جاى آنها عَدْل و امن و ايمان برقرار گرداند .
حضرت امام زمان پس از شهادت پدرش امام عسكرى عليهما السّلام ما بين خود و شيعيان خود ، سفراء اربعه را گماشت . و ايشان عبارت بودند از :
عثمان بن سعيد عُمَرى كه او همچنين از وكلاى جدَّش و پدرش بوده است .
و محمّد بن عثمان پسر او كه او همچنين از وكلاى پدرش بوده است .
و حسين بن روح نوبختى ، و على بن محمد سَمُرى « 1 » .
هامش
( 1 ) عثمان بن سعيد از قائمين به امور و از وكلاى آن دو امام بوده است و داراى لقب سَمّان بوده است همانطور كه ملقّب به سَمُرِى بوده است و از جانب حضرت حجَّت توقيع بر سفارتش آمده است و ليكن دوران سفارتش به طول نينجاميد . و پس از او توقيع براى سفارت پسرش محمد بيرون آمد و وى قبلًا وكيل أبومحمد امام عسكرى بود و وفاتش در اواخر شهر جمادى الاولى سنهء 304 و يا 305 بوده است و سپس توقيع در ايّام حيات محمد براى سفارت حسين پس از وى بيرون آمد و حسين از بنى نوبخت مىباشد و وفاتش در شهر شعبان سنهء 326 است .