و از زمرهء آنان است أبوالحسن جعفر بن محمد بن فَطير كاتِب وزير مشهور . ابن كثير او را ذكر كرده ، و افزوده است كه : وى از وزراى كاتب شيعه در عراق بوده است . و گفته است : چون تشيّع وى امرى شايع بود . مردى نزد او آمد و گفت : من أميرالمؤمنين على بن أبيطالب عليه السّلام را در عالم رويا و مَنام ديدهام و او به من گفت : برو نزد ابن فطير و بگو تا ده دينار به تو عطا كند .
ابن فطير به او گفت : چه وقت او را ديدى ؟ گفت : در اوّل شب !
ابن فطير گفت : راست گفتى ! چون من در پايان شب او را ديدم ، و به من امر فرمود كه اگر سائلى بدان صفت بيايد و از تو چيزى سؤال كند به او عطا بنما - تا آخر قصّه . و اين داستان را قاضى مَرْعَشى در كتاب « طبقات » ، از تاريخ ابن كثير أيضاً نقل كرده است .
و از زمرهء آنان هستند آل جُوَيْن ، و از آنهاست صاحب أعظم شمس الدِّين محمد جُوَيْنى ملقّب به صاحب الدِّيوان براى سلطان محمد خوارزمشاه و سلطان جلال الدِّين ، و همچنين برادرش : علاءُ الدِّين عطاء الملك جُوَيْنى و همچنين صاحب معظَّم الأمير الرشيد بَهَاءُ الدِّين محمد ابن صاحب الدِّيوان كه محقّق شيخ مَيْثَم بَحْرَانِى « شرح نهج البلاغة » را به اسم وى تصنيف نمود . و شيخ حسن بن على طبرسى ، كتاب « كامِل » را در تاريخ به نام او نوشت ، و آن را « كامل بَهائى » نام گذاشت . و سپس صاحب شرف الدِّين هارون برادرش پسر صاحب الدِّيوان جوينى ، مردى بود جامع جميع علوم حتّى موسيقى ، به طورى كه در « مجالس المؤمنين » مرعشى ذكر گرديده است ، و در مسند وزارت به جاى برادرش نشست .
و از زمرهء آنان است احمد بن محمد بن ثوابَة بن خالِد كاتب : أبى العبَّاس . او در عصر مهدى بوده است . ياقوت در « معجم الادَبَاء » تنصيص بر تشيّع او كرده است . أبوالعبّاس در سنهء 277 ، و بعضى گفتهاند در سنهء 273 از دنيا رخت بربست .
و از زمرهء آنان است أبو احمد عبيد الله بن عبد الله بن طاهر بن حسين بن مُصْعَب ابن زُرَيْق بن مَاهَا خُزَاعِى أمير بغدادى امامى . ولايت بغداد و خراسان با او بود .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 142
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٤٢