تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
مردى بود عالم ، فاضل ، شاعر ، بارع ، كاتب ، ماهر . و شگفتى نيست چرا كه او پسر پدرش ( عبدالله شاعر و اديب ) و نوادهء طاهر مىباشد . خطيب بغدادى چون نامى از أبواحمد مذكور مىآورد مىگويد : او فاضل و أديب و شاعر و فصيح بود . و عبدالله پدرش شاعرى زبردست ، و مردى كريم ، و با سخاوت بود ، و جدّش طاهر در كمال ، نيازمند به توصيف نيست . و او يكى از سه نفرى مىباشد كه مأمون دربارهء ايشان گفته است : ايشان أجلِّ ملوك دنيا و دين هستند كه براى سرپرستى و ولايت مردم به نوبهء خود قيام كرده‌اند : اسكَن در و أبو مسلم خراسانى و طاهر . و گفته است : او مانند نوادهء خود متشيّع بود ، تا آنكه گويد : أبواحمد در شب روز شنبه ، دوازده شب از ماه شوّال سپرى شده ، در سنهء 300 بدرود حيات گفته است . اين داستان را از خطيب ، ضياء الدّين در « نسمة السَّحَر » حكايت نموده است . و از زمرهء آنان است احمد بن عَلَوِيَّه معروف به أبوالاسْوَد كاتب كرانى اصفهانى . ياقوت گفته است : او مردى صاحب لغت بود ، و در امر تأديب ممارست داشت . و شعر نيكو مىسرود . او از اصحاب لفذة بود ؛ پس از آن از نديمان أحمد أبودُلَف گرديد . تا آنكه گويد : و از مدوَّنات اوست « رسائل مختارة » ، و « رسالة فى الشَّيْب و الخضاب » و قصيده‌اى شيعيّه بر هزار قافيه كه چون آن را بر أبوحاتم سَجِسْتانى عرضه كردند ، به شگفت آمد و گفت : يَا أهْلَ الْبَصْرَةِ ! غَلَبَكُمْ أهْلُ إصْفَهَانَ . « اى اهل بصره ! اهل اصفهان بر شما غالب شدند ! » او يكصد و اندى سال عمر كرد ، و در سنهء سيصد و بيست و اندى رحلت كرد . و از زمرهء آنان است إسْكافى محمد بن أبى بكر هَمّام بن سَهْل مشهور به كاتب إسْكافى از مشايخ شيعه و مقدّم بر همه در جميع فنون علم . در تمام علوم تصنيف كرده است . از وى ترجمه‌اى طولانى ، اصحاب ما در كتب رجاليّهء خود ذكر كرده‌اند . تولّدش
امام شناسى (فارسى) — صفحة 143 | السيد محمد حسين الطهراني