دقّت و احتياط را به نحو أشدّ و اكمل واجب است مبذول دارند ، تا خداى ناكرده كلمهاى و حرفى تغيير نيابد ، و تحويل و تحريف به عمل نيايد .
اين است معنى احتياطى كه مرسوم است مشايخ اجازه در اجازاتشان به كسانى كه اجازهء روايت مىدهند ، سفارش مىنمايند !
در اين حال آيا مىتوان صحيفهاى را كه در تواتر سند مانند قرآن مىباشد ، و آن را انجيل اهل بيت و زبور آل محمّد نام نهادهاند ، « 1 » و اين نام در كتب ، مشهور و متداول است ، آن را با دعاهاى غير فصيحه و غير بالغه در حدّ اعلاى معارف إلهيّه ، همطراز و قرين نمود ؟ ! و يا أدعيهء فصيحه و حاوى معارفى كه تا اين سرحدّ نمىباشند را با آن برابر ساخت ، و همه را در يك ريسمان كشيد ؟ !
آيا اين طرز عمل ، همگام قرار دادن عالم را با جاهل ، و در يك عِقْد در آوردن و در يك بند كشيدن لؤلؤ رخشنده را با خَزَف ، و فيروزه را با خرمهره نمىباشد ؟ !
جائى كه خود مؤلّف محترم در يك جا اعتراف مىنمايد كه : دعاى 201 را كه در صحيفهء 5 / 228 دعاى 67 از كتاب « أنيس العابدين » ، و « بحار » و « صحيفهء 4 » روايت كرده است ، و صاحب « صحيفهء 5 » يعنى آية الله سيّد محسن امين عاملى فرموده است : وَ لَكِنْ فِى عِبَارَاتِهِ مَا يُوهِنُ الْجَزْمَ بِكَوْنِهِ مِنَ الإمَامِ عليه السّلام وَ يَقْوَى كَوْنُهُ مِنْ تَألِيفِ
هامش
( 1 ) علامهء مجلسى اوّل : مولى محمّد تقى بنا به نقل « بحار الانوار » ، طبع حروفى ، ج 110 ، ص 61 در پايان اجازه مفصّله خود در روايت صحيفه كامله از شيخ بهاء الدين عاملى مىفرمايد : بنا بر آنچه كه شيخ رشيد الدين محمّد بن شهرآشوب مازندرانى ذكر نموده است ظاهراً علت تسميه صحيفه به زبور آل محمّد صلى الله عليه و آله و سلّم ، و به انجيل اهل بيت عليهمالسلام آن است كه همانطور كه زبور و انجيل از خداوند تعالى بر زبان داود و عيسى بن مريم جارى گرديدهاند ، به همين نهج ، صحيفه از خداوند بر زبان سيد السّاجدين على بن الحسين زين العابدين صلوات الله عليه جارى شده است . و محتمل است آن بوده باشد كه از خداوند تعالى از آسمان بر رسول خدا صلى الله عليه و آله نازل شده باشد امّا چون ظهور آن در دست حضرت سجّاد عليهِالسّلام بوده است به وى منسوب گرديده است .