ثانويّه اين است كه : من به فرزند اعزّ خود اجازه دادم تا از من اين صحيفه را با اين إسناد از حضرت امام السّاجدين و زين العابدين و العارفين على بن الحسين بن على ابن ابى طالب با اسنادى كه بلا واسطه از صاحب الزمان و خليفة الرّحمن - صلوات الله و سلامه عليه - در رؤيا واقع شده است ، با ساير اسانيدى كه بر هزار هزار سند افزون است ( يك ميليون سند « 1 » ) روايت كند . « 2 »
و همچنين پس از آنكه روايت صحيفه را با أسناد مختلفه و كثيرهاى به طريق ذكر حَيْلُولَهها در ميان سند از والدش محمّد تقى ، از شيخ بهاء الدّين عاملى و سائر اساتيد و أعلام اجازهء خود نقل مىكند ، در خاتمهء آن عبارت پدر را مىآورد كه : اسانيد مذكوره در اينجا فقط بر پنجاه و شش هزار و يكصد عدد رسيده است . « 3 »
و همچنين در اجازهء ديگرى چون روايت صحيفه را از والدش : علّامه محمّد تقى از طريق صاحب الزّمان عليه السّلام و از خط شيخ شمس الدين محمّد صاحب الكرامات : جدّ حسين بن عبد الصّمد پدر شيخ بهائى عاملى - أعلى الله تعالى مقامهم - نقل مىكند ، و نيز مرحوم مجلسى اوَّل با ذكر حيلولههائى ، كثرت طرق را اعلام مىفرمايد ، در پايانش مجلسى اوّل مىگويد : و حاصل آنكه ابداً شكّى وجود ندارد براينكه صحيفهء كامله از مولانا سيّد السّاجدين مىباشد ، از جهت متن خود صحيفه ، و فصاحتش ، و بلاغتش ، و اشتمالش بر علوم إلهيّهاى كه براى غير معصوم امكان آوردن آن نمىباشد . و الحَمد لِلّه ربّ العالمين بر اين نعمت جليله و عظيمهاى كه اختصاص به ما جماعت شيعه دارد . و صلوات و درود بر مدينهء علوم ربّانيّه : سيّد
هامش
( 1 ) به عين اين لفظ مرحوم استاد سيد محمّد مشكوة در مقدمه مدوّنه خود بر شرح صحيفه فارسى سيد صدر الدّين بلاغى تصريح دارد ، آنجا كه مىگويد : تا كار شهرت آن به جائى رسيده كه مولى محمّد تقى مجلسى در يكى از روايات خود اشاره كرده كه : او در نقل و روايت صحيفه يك ميليون سند دارد .
( 2 ) « بحار الانوار » ، طبع حروفى ج 110 ص 50 .
( 3 ) « بحار الانوار » ، طبع حروفى ج 110 ص 51 تا ص 61 .