تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥
40 - و دو غزوهء خَيْبَر و غزوهء حُنَيْن دو شاهد صادق براى اويند ، و أيضاً در بنى قُرَيْضَه در كنار قلعه‌هاى ضخيم و مرتفع يهود در آن روز وحشت‌زا و تاريك و دشوارى كه او يگانه فاتح و گشايندهء آنها بوده است . 41 - اين مواطن و مواضع ، صحنه‌هاى پرهيجان و وحشت انگيزى بوده است كه صحابه از گشودن و چارهء تدبير فتح آن فروماندند ، و اين واقعيّتى است كه من آن را كتمان نمىنمايم ، همچنانكه آنان آن را كتمان داشتند » .

[ مقابلهء فرزدق با بنى اميّه ]

هشام از شنيدن اين قصيده خشمگين شد ، و جائزهء فرزدق را قطع نمود و گفت : ألَا قُلْتَ فِينَا مِثْلَهَا ؟ ! « تو چرا دربارهء ما مثل اين قصيده ، قصيده‌اى نسروده‌اى ؟ ! » فرزدق گفت : هَاتِ جَدّاً كَجَدِّهِ ، وَ أباً كَأبِيهِ ، وَ امّاً كَامِّهِ حَتَّى أقُولَ فِيكُمْ مِثْلَهَا ! « جدِّى مانند جدِّ او بياور ، و پدرى مانند پدرش ، و مادرى مانند مادرش تا من دربارهء شما مثل آن را بسرايم ! » فرزدق را در عُسْفَان ميان مكّه و مدينه محبوس نمودند . خبر اين قضيّه به حضرت امام على بن الحسين عليهما السّلام رسيد . حضرت براى وى دوازده هزار درهم فرستاد و گفت : أعْذِرْنَا يَا أبَا فِرَاسٍ ، فَلَوْ كَانَ عِنْدَنَا أكْثَرُ مِنْ هَذَا لَوَصَلْنَاكَ بِهِ ! « اى أبو فراس عذر ما را بپذير ! اگر در نزد ما بيشتر از اين بود ، حتماً آن را براى تو مىفرستاديم ! » فرزدق آن را رد كرد و گفت : يَا بْنَ رَسُولِ اللهِ ! مَا قُلْتُ الَّذِى قُلْتُ إلَّا غَضَباً لِلّهِ وَ لِرَسُولِهِ ! وَ مَا كُنْتُ لأرْزَأَ عَلَيْهِ شَيْئاً ! « اى پسر رسول خدا ! آنچه را كه من سروده‌ام علّتى نداشت مگر آنكه دربارهء خدا و رسول او خشمگين شدم ، و من آن را به اميد چشمداشت خيرى و صِلِه‌اى نسروده‌ام ! » حضرت آن را مجدّداً براى وى فرستادند و پيام كردند : بِحَقِّى عَلَيْكَ لَمَّا قَبِلْتَهَا فَقَدْ رَأَى اللهُ مَكَانَكَ وَ عَلِمَ نِيَّتَكَ ! « به حقّ من بر تو ، سوگندت مىدهم كه : آن را بپذير ! خداوند از منزلت تو خبر