جهت از خلايق ، ضلالت و گمراهى ، فقر و پريشانى ، و ظلم و بيدادگرى وارد به بيچارگان ( يا تاريكيها ) زدوده شده و از ميان برافتاده است .
24 - هر دو دستش همچون بارانهاى پر آب و سرشار است كه ثمره و نفعش همگان را شامل مىگردد . اين دو دست پيوسته از آب زلال رحمت الهى تقاطر مىكنند و هيچگاه دستخوش كمى و كاستى و فقدان واقع نمىشوند .
25 - خُلْق و خويش ، نرم و ملايم است به طورى كه أبداً مردم از شدّت خشم و حِدَّت غضبش هراس ندارند ، و دو خصلت حِلم و كرمش زينت بخش صفات عليا و اخلاق حميدهء او هستند .
26 - خُلْف وعده نمىكند ، و باطن و طبيعتش سرشته با خير و بركت و يمن و رحمت است . درِ خانهاش براى پذيرائى واردين و وافِدين پيوسته گشوده است . وى شخصيّتى است عاقل ، و در برابر شدائد و مشكلاتى كه به وى روى مىآورد با عقل و درايت چاره سازى مىنمايد .
27 - او از گروهى مىباشد كه محبّت بدانها دين است ، و عداوتشان كفر است ، و نزديك شدن به آنها نجات از هلاكتها و اعتصام و پناه از گزندها و مصائب و آفات است .
28 - گرفتاريها و فتنهها و گزندها به واسطهء محبّتشان دفع مىشود ، و همين محبّت موجب مزيد احسان و نعمت مىگردد .
29 - نام ايشان بعد از نام خدا در هر نماز واجب و فريضهاى واجب است ، و در پايان سخنها و خطبهها و كتابها و قصائد ، بردن اسم ايشان ختم كننده و پايان دهندهء گفتار مىباشد .
30 - اگر وقتى اهل تقوى را به شمار آورند آنان امامان و پيشوايانشان مىباشند ، و اگر از بهترين مردم روى زمين سخن به ميان آورند باز هم آنان امامان و نامبردهشدگان هستند .
31 - هيچ اسب يكّهتازِ تندروِ ميدان فضيلت و مَجْد و عُلُوّ رتبت را توان آن
امام شناسى (فارسى) — صفحة 353
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٣٥٣