تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 352

مساهمون:

ص٣٥٢
15 - در دست او خيزرانى است كه بوى آن ، همه جا مشام جان را عطرآگين مىنمايد ، از دست مرد شجاع و با فراستى كه محاسن او شگفت‌آور است و بالاى استخوان بينى او قدرى برآمده و در كمال زيبايى و اعتدال مىباشد . 16 - او هيچگاه در جواب تقاضاى خلايق لفظ لا ( نه ) بر زبان نگذرانيد مگر فقط در تشهّدش كه لَا إلَهَ إلَّا الله مىگفت . و اگر هم أحياناً تشهّدى در ميان نبود لاى او نَعَم بود ( نهِ او ، آرى بود ) . 17 - شاخ وجودى او از اصل و تبار استوار رسول خدا جدا گرديده است . بنابراين عناصر غرائز و اخلاق و سجايا و صفات او ، همه حميده و پاك و طيِّب است . 18 - او باركش بارهاى اقوامى است كه از شدّت تحمّل آن به زانو درآمده‌اند . و در برخورد با مستمندان شمايلى نيكو و سيمائى خوش ارائه مىدهد و جواب او به نَعَم ( آرى ) دادن به نيازمندان براى وى شيرين است . 19 - اگر به سخن درآيد ، گفتارى را ابراز مىكند كه جميع ايشان آن را مىپسندند ، و اگر روزى كلامى بگويد آن كلام موجب زينت و محْمدت او محسوب مىگردد . 20 - اين پسر فاطمه است اگر در نَسَب او جاهل مىباشى ! و در حَسَب ، او كسى است كه رسالتنامهء پيامبران خدائى آسمانى به جدِّ أمْجَدَش مختوم گرديده ، مهر شده و خاتمه يافته است ! 21 - از عهد قديم ، خداوند او را فضيلت بخشيده و شرافت داده است ، و از أزل ، قلم قضا بر لوح تقدير وى اين گونه جارى شده است . 22 - اين شخصيّتى است كه جميع پيغمبران در مقابل فضل و شرف جدَّش در مرتبهء پائين قرار گرفتند ، و جميع امَّتها در مقابل فضل و شرف امّتش ، پست و حقير به شمار آمدند . 23 - تابش شمس فروزان وجود او به احسان و عنايت ، همه را فرا گرفته ، و بدين