3 - و عادت او چنين بود كه چون براى او آتش مشتعل مىشد ، آن را با شرف و كرامتى كامل شعله ور مىساخت ،
4 - تا اينكه ديدگان شخص تهيدست و مسكين و فردى از قبيله كه بى كس است و قدرت برافروختن آتش و خوردن غذاى پخته را ندارد ، بدان بيفتد ( و براى خوردن بيايد ) .
5 - مرادم پسر ليلى است آنكه داراى خير و جود و بخشش است . مرادم پسر ليلى است كه داراى حَسَب برتر و شرف عالىتر و راقىتر است .
6 - او دنيا را بر دينش اختيار نمىكند ، و حقّ را به باطل نمىفروشد . »
تا اينكه محدّث قمى گويد : و شاهد بر اين مرام همچنين أبو الفرج اصفهانى است در روايتى كه مىگويد : از مُغيرَه وارد است كه : معاويه گفت : مَنْ أحَقُّ النَّاسِ بِهَذَا الأمْرِ ؟ ! قَالُوا : أنْتَ !
قَالَ : لَا ! أوْلَى النَّاسِ بِهَذَا الأمْرِ عَلِىُّ بْنُ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِىٍّ عليهم السّلام . جَدُّهُ رَسولُ اللهِ صلّى الله عليه و آله ، وَ فِيهِ شَجَاعَةُ بَنِى هَاشِمٍ ، وَ سَخَاءُ بَنِى امَيَّةَ ، وَ زَهْوُ ثَقِيفٍ .
[ على اكبر عليه السّلام از ديدگاه معاويه ]
« معاويه از نديمان خود پرسيد : شايستهترين مردم براى خلافت كيست ؟ ! گفتند : تو ! گفت : نه ، على بن الحسين بن على عليهالسّلام به اين امر اوْلى است ، كه جدِّ او رسول خدا صلى الله عليه و آله است ، و در اوست شجاعت بنى هاشم ، و سخاوت بنى امَيّه ، و ناز و زيبائى ثقيف . »
اين گفتار و آن ابيات فوق از شاعرى در علوِّ صفات ، و كلام تحسينآميز معاويه كه وى أحقّ مردم است اينك به خلافت رسول خدا ، شاهد برآنند كه : على اكبر هجده ساله نبوده است ، چرا كه براى طفلى بدين سن اين گونه تعبير ندارند .
أبو جعفر طبرى در منتخب « ذَيْلُ الْمُذَيَّل » در تاريخ صحابه و تابعين گويد : مادر على آمنه دختر أبو مُرَّة بن عُرْوَة بن مسعود است . و مادر آمنه دختر ابو سفيان مىباشد . و حَسَّان بن ثابت در مديح على اكبر گفته است :
طَافَتْ بِنَا شَمْسُ النَّهَارِ وَ مَنْ رَأى * مِنَ النَّاس شَمْساً بِالْعِشَاءِ تَطُوفُ ؟ 1