پيامبرى بگونهاى خاص و با صفت مخصوصى ذكرش به ميان آمده است . « فصوص الحكم » شيخ عارف عاليقدر محيى الدّين عربى براساس اين اختلاف تصنيف شده ، و هر فَصِّى از آن را به ذكر پيغمبرى خاصّ كه داراى صفت بخصوصى بوده است تدوين نموده است .
امروزه حوزهء علميّهء قم از بركت مجاهدات استادنا الأعظم علّامه آية الله حاج سيد محمد حسين طباطبائى تبريزى - أعلى الله مقامه - و تدريس حكمت و فلسفهء الهيّه ، قدرى از جمود بيرون آمده ، و به عقائد قشرى در معارف دينيّه اكتفا نمىگردد ، ولى در اين حوزهء خراسان به قدرى عقائد شيخيّه و ميرزائيّه در قالب ولايت اهل بيت رواج دارد كه به كلّى باب عرفان الهى ، چه از جهت شهود ، چه از جهت برهان ، مسدود شده و همگى اهل علم به ظواهر اخبارى كه بيشتر به مذاهب حَشْويّه و ظاهريّه مشابه است ، بدون مراجعهء به سند و تأمّل و دقّت در محتواى آن پرداخته ، خود و جمعى را به دنبال خود به سوى ضلالت مىبرند .
اگر ما قدرى بيشتر كنجكاوى مىنموديم ، و در نتيجه أئمّهء طاهرين - سلام الله عليهم اجمعين - را آن طور كه بودند مىشناختيم ، معارف دينيّهء ما بدين صورت جمود و ركود در نمىآمد .
مرحوم آية الله بزرگوار و صديق ارجمند و گرامى ما : حضرت آقاى حاج سيد صدر الدّين جزائرى - أعلى الله مقامه - مىفرمود : روزى در شام در منزل آية الله حاج سيد محسن امين جَبَل عامِلى رحمهالله بودم و بر حسب اتفاق مرحوم ثقة المحدّثين آقاى حاج شيخ عبّاس قمّى رحمهالله هم آنجا بودند . و در بين مذاكرات مرحوم قمّى به مرحوم امين ايراد داشتند كه : چرا شما در كتاب « أعيان الشِّيعهء » خود داستان بيعت حضرت امام زين العابدين عليه السّلام را با يزيد بن معاويه - عليهما اللَّعنة و الهاوية - ذكر نموده ايد ؟ !
ايشان فرمودند : « أعيان الشيعة » كتاب تاريخ و سيره است ، و چون با أدلّهء قطعيّه به ثبوت رسيده است كه : در حملهء مسلم بن عَقَبه با لشكر جرّار به مدينه ، و قتل و
امام شناسى (فارسى) — صفحة 293
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢٩٣