و پس از آن فرموده است : و آنچه در بعضى از كتب يافت شده است كه : آنها با صادقين عليهمالسّلام مفارقت داشتهاند ، محتمل است از روى تقيّه بوده باشد به علّت آنكه اظهارشان در نهى از منكر به أئمّهء طاهرين نسبت داده نشود .
و شاهد بر اين مهم ، خبرى را از خَلَّاد بن عُمَيْر كِنْدى ( مولى آل حُجْر بن عَدى ) آورده است كه گفت : من بر حضرت أبى عبد الله عليه السّلام وارد شدم . او گفت : آيا شما علم و اطّلاعى از آل حسن : آنان كه ايشان را از روبروى ما بردند داريد ؟ ! و براى ما خبر آنان مرتّباً مىرسيد امَّا ما دوست نداشتيم ابتداءً آن اخبار را به وى بدهيم ، فلهذا گفتيم : نَرْجُوا أنْ يُعَافِيَهُمُ اللهُ . « اميد داريم خداوند به ايشان عافيت دهد » سپس گفت : وَ أيْنَ هُمْ مِنَ الْعَافِيَةِ ؟ ! « كجا هستند ايشان از برخورد با عافيت ؟ ! » يعنى چقدر دور هستند ايشان از وصول به عافيت !
ثُمَّ بَكَى حَتَّى عَلَا صَوْتُهُ وَ بَكِينَا . « سپس گريست تا حدّى كه صدايش بلند شد ، و ما هم گريستيم . »
آنگاه گفت : حديث نمود براى من پدرم از فاطمهء بنت الحسين عليه السّلام ، او گفت : حديث كرد پدرم - صلوات الله عليه - و مىگفت : يُقْتَلُ مِنْكِ أوْ يُصَابُ مِنْكِ نَفَرٌ بِشَطِّ الْفُرَاتِ مَا سَبَقَهُمُ الأوَّلُونَ ، وَ لَا يُدْرِكُهُمُ الآخِرُونَ ! وَ إنَّهُ لَمْ يَبْقَ مِنْ وُلْدِهَا غَيْرُهُمْ .
« كشته مىشود از تو ، يا گزند مىرسد به نفراتى از تو در كنار شطّ فرات ، كه اوّلين نتوانستند از آنها جلو بروند ، و آخرين نمىتوانند بدانها برسند . و اينك از اولاد فاطمه بنت الحسين غير از ايشان كسى باقى نمانده است » .
و أيضاً أبو الفَرَج اصفهانى ، از يحيى بن عبد الله بن حسن كه او از متخلّفين از محبس بنى حسن مىباشد ، روايت نموده است كه گفت : حديث كرد براى ما عبد الله بن فاطمه ، از پدرش از جدّهاش : فاطمه بنت رسول الله صلى الله عليه و آله كه او گفت : رسول خدا صلى الله عليه و آله به من گفت :
يُدْفَنُ مِنْ وُلْدِى سَبْعَةٌ بِشَطِّ الْفُرَاتِ لَمْ يَسْبِقْهُمُ الأوَّلُونَ وَ لَمْ يُدْرِكْهُمُ الآخِرُونَ . « دفن مىشوند از اولاد من در كنار شطّ فرات هفت نفر ، كه پيشينيان از آنها نگذشتهاند ، و
امام شناسى (فارسى) — صفحة 263
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢٦٣