و از پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلّم وارد است كه : إذَا مَاتَ ابْنُ آدَمَ انْقَطَعَ عَمَلُهُ إلَّا مِنْ ثَلَاثٍ : صَدَقةٍ جَارَيةِ ، أوْ عِلْمٍ يُنْتَفَعُ بِهِ ، أوْ وَلَدٍ صَالِحٍ يَدْعُو لَهُ .
« چون فرزند آدم بميرد ، عمل وى بريده و منقطع مىگردد مگر از سه چيز : صدقهء جارى ، يا علمى كه از آن نفع برند ، يا فرزند صالحى كه براى وى دعا نمايد . »
مراد از صدقه ، وقف در راه خدا مىباشد ؛ و مراد از علم ، كتابت علم است يا آنچه كتابت را هم شامل گردد ، و شامل مىشود علمى را كه غير او از او تعلّم نمايد و پس از او مردم بدان منتفع گردند ؛ همچنانكه بعضى از اخبار آتيه بر آن دلالت دارد .
و از جمله سخنان حكماء و علماء دربارهء كتابت اين است كه گفتهاند :
لَوْ أنَّ فِى الصِّنَاعَاتِ صِنَاعَةً مَعْبُودَةً لَكَانَتِ الْكِتَابَةُ رَبّاً لِكُلِّ صِنَاعَةٍ .
« اگر حقّاً در ميان اقسام صنايع ، صنعتى يافت مىشد كه خداوندِ معبود بود هر آينه كتابت ، پروردگار و آفريدگار تمام صنايع مىگشت . »
قَيِّدُوا الْعِلْمَ بِالْكِتَابِ . « بر علم به وسيلهء نوشتن بَنْد نهيد ! »
الْعِلْمُ صَيْدٌ وَ الْكِتَابَةُ قَيْدُهُ . « علم صيد است ، و نوشتن بَنْد نهادن بر آن است . »
الْخَطُّ لِسَانُ الْيَدِ . « نوشتن به واسطهء خطّ ، زبان دست است . »
تَسْوِيدٌ بِخَطِّ الْكَاتِبِ أمْلَحُ مِنْ تَوْرِيدٍ بِخَدِّ الْكَاعِبِ . « سياه كردن با خطّ نويسنده ، مليحتر است از سرخاب زدن بر چهرهء دختر جوان تازه پستان برآمده . »
كَمْ مِنْ مَآثِرَ أثْبَتَتْهَا الاقَلامُ فَلَمْ تَطْمَعْ فِى دُرُوسِهَا الايَّامُ . « چه بسيار از افعال حميده و مكرمتهاى به ارث رسيدهاى را قلمها بجاى گذاشت كه گردش روزگار نتوانست در كهنگى و فرسودگى آنها طمع ببندد . »
مَنْ خَدَمَ الْمَحَابِرَ خَدَمَتْهُ الْمَنَابِرُ . « كسى كه دواتها را خدمت نمايد ، منبرها وى را خدمت مىنمايند . »
و شاعر گويد :
مِدَادٌ مِثْلُ خَافِيَةِ الْغُرَابِ * وَ أقْلَامٌ كَمُرْهَفَةِ الْحِرَابِ