مطلب را براى ما قرائت نمود .
امّا علىّ بن أبو رافع كتابى در فنون فقه بر مذهب أهل البيت نوشت - يعنى آراء علىّ بن أبى طالب - و أئمّه مقام و شأن اين كتاب را عظيم مىشمردند و شيعيان خود را بدان وادار مىنمودند .
و از زمرهء شيعيان على ، زيد جهضمى [ جُهَنى ] است كه در ركاب على جنگ كرد ، و كتابى تأليف كرد كه خطبههاى آنحضرت را شامل بود .
و از ايشان است رَبِيعَة بْن سُمَيع كه كتابى در زكات شتر و گاو و گوسفند دارد .
و از ايشان است عبد الله بْن الْحُرّ الْفارسى « 1 » ؛ وى شمّهاى از حديثى را كه در عهد رسول خدا جمع نموده بود نوشت .
و از ايشان است أصْبَغ بْن نُباته كه از صحابهء على بود ، و از او روايت كرد كتاب عهد وى را به سوى مالك أشْتَر نَخَعى و وصيّتش را به پسرش : محمّد بن حَنَفِيَّه .
و از ايشان است سُلَيْم بن قَيْس هِلالى كه از صحابهء على بود ، و داراى كتابى در امامت مىباشد ؛ و داراى مقامى رفيع و منزلتى عالى است در مذهب از حيث اصول . - تا آنكه گويد : و پيش از امام باقر صحيفهاى نزد امام زين العابدين بود كه مُسَمَّاة به « صحيفهء كامله » بوده است . و از امام زين العابدين به سوى شيعه رسالههائى بازگرديد كه از جملهء آنهاست رسالهء حقوق و رسالهاى به سوى ابن شِهاب زُهْرى . « 2 »
و همچنين عَمْرو بْن أبى مِقْدام كتابى جامع در فقه تأليف نمود كه آن را از امام
هامش
( 1 ) در نسخهء سيّد حسن صدر در « تأسيس الشّيعة لعلوم الإسلام » ص 283 گويد : عُبَيد الله ابن الحرّ الجُعفى الفارس الفاتِك الشاعر ؛ و ممكن است در نسخهء عبد الحليم اشتباهاً « ياء » در « فارسى » زياد شده باشد ؛ كما اينكه « عبيد الله » نيز اشتباهاً به صورت « عبد الله » آمده است .
( 2 ) و در همين عصر بخصوص ، سعيد بن مُسَيِّب كه اوّل فقيه از فقهاء سبعهء مدينه بود مىترسيد كه از وى علمى نوشته گردد . مردى نزد او آمد و از مسألهاى پرسش كرد او بر آن مرد املاء نمود . و پس از آن از رأيش پرسيد و سعيد جواب داد - و اين در حالى بود كه از كثرت فتاوايش وى را به سعيد بن مُسَيِّب جَرىء نام نهادند - در اين حال آن مرد نوشت نظريّه و رأى و روايت سعيد را . پس از آن همنشينان سعيد به وى گفتند : اى ابو محمّد ! آيا حديث نوشته مىشود ؟ ! سعيد به آن مرد نويسنده گفت : كاغذ را به من بده ! كاغذ را به سعيد داد و سعيد آن را پاره كرد .