مريض شد و جبرائيل براى او از آسمان عَوْذَه ( عَوذه و تَمِيمَه به دعائى گويند كه به بازو بندند ) آورد و به دو شانهاش بستند . )
و از زمره اين شعر است :
أنْتُما سَيِّدَا شَبَابِ الْجِنَا * نِ يَوْمَ الْفَوْزَيْنِ وَ الرَّوْعَتَيْنِ 5
يَا عَدِيلَ الْقُرآنِ مِنْ بَيْنِ * ذَا الْخَلْقِ وَ يَا وَاحدِاً مِنَ الثَّقَلَيْنِ 6
أنْتُما وَ الْقُرَانُ فِى الأرْضِ مُذْ أ * زَلٍ مِثْلُ السَّمَاءِ وَ الْفَرْقَدَيْنِ 7
فَهُمَا مِنْ خِلافَةِ اللهِ فِى الأرْ * ضِ بِحَقٍّ مَقَامَ مُسْتَخْلَفَيْنِ 8
قَالَهُ الصَّادِقُ الْحَديِثِ وَ لَنْ * يَفْتَرِقَا دُونَ حَوْضِهِ وَارِدَيْنِ 9
5 - « شما دو نفر ، دو سيّد جوانان بهشت مىباشيد ، در دو روز ظفر و پيروزى ، و در دو روز دهشت و ترس !
6 - اى هم لنگهء قرآن از ميان جميع خلايق ! و اى واحد و يكى از دو متاع نفيس باقيماندهء از پيغمبر !
7 - شما دو نفر با قرآن در روى زمين از أزل مانند آسمان و فرقدين ملازم و پيوسته بوده ايد !
8 - بنابراين آن دو چيز از جهت خلافت حقّ خداوندى در روى زمين ، مقام دو جانشين را داشتهاند .
9 - اين كلام را پيامبر صادق الحديث گفت كه : أبداً از هم جدا نمىشوند تا آنكه در كنار حوض كوثر او با هم وارد گردند . »
علّامهء امينى در اينجا گويد : و از براى اين سيّد بزرگوار مورد ترجمهء ما : حِمَّانى كه از ذرّيّهء محمد بن زيد بن على بن الحسين عليهمالسّلام مىباشد ، ذرّيّه اى كريمه ، و نوادگانى عالم و پيشوايان شاخص مىباشد ، كه در ميان ايشان از شعراء و ادباء و خطباء و در طليعهءشان همين مرد بزرگ قرار دارد ، و به وى منتهى مىگردد نسب خاندان شهير و عريق قزوينيها در علم و فضل و ادب كه در شهرهاى عراق فرود آمده و منزل گزيدهاند . همچنان كه از براى وى پدرانى مىباشد كه در علم و مجد به