تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
الله است . « 1 »

[ خبر امام صادق عليه السّلام از حكومت سفّاح و منصور ]

سپس فرستادند به دنبال حضرت صادق عليه السّلام و عبد الله بن محمد بن عُمَر بن على عليه السّلام كه از آنها بيعت بگيرند . حضرت صادق عليه السّلام بيعت نكردند و گفتند : اين مهدى نمىباشد . و اسم وى كه محمد است شما را گول زده است ! به عبد الله محض گفتند : اگر اين بيعت به جهت خروج و امر به معروف است ، پس چرا با تو بيعت نكنيم كه شيخ بنى هاشم هستى ؟ ! و ليكن عبد الله گفت : اين سخنان تو صحيح نيست ، و تو به جهت حسادت بيعت نمىكنى ! حضرت برخاستند و دست بر پشت سَفَّاح زدند و گفتند : اين مرد خليفه مىشود و برادران او و اولادشان خليفه مىشوند . و دست بر كتف عبد الله محض زده و گفتند : خلافت از آن تو و پسران تو نيست ، و هر دوى آنان كشته خواهند شد . و به عبد العزيز فرمود : صاحب رداى زرد ( منصور ) عبد الله را خواهد كشت ، و پسرش را كه محمد است نيز خواهد كشت . منصور در سنهء 140 حج كرد و سپس وارد مدينه شد ، و عبد الله و بنى حسن و محمد ديباج را حبس كرد « 2 » . طبرى آورده است كه : أبو العباس سفّاح در 13 ذىالحجه سنهء 136 وفات يافت و خلافتش از روز مردن مروان بن محمد چهار سال شد . خودش 33 ساله ، و يا 36 ساله ، و يا 28 ساله مرد . و در همين سال أبو العباس : عبد الله بن محمد ، براى برادرش ابو جعفر منصور
هامش
( 1 ) رسول اكرم صلى الله عليه و آله فرموده بودند : اسمُهُ اسمى . و اما آنچه در بعضى روايات آمده است كه : اسمه اسمى ، و اسم أبيه اسم أبى ، شايد ساختهء طرفداران همين محمد صاحب نفس زكيّه باشد . زيرا او را به عنوان مهدى مىشناختند و اسم پدر او عبد الله همنام پدر رسول الله بوده است . ( 2 ) « منتهى الآمال » ، طبع رحلى علميّة اسلاميّه ، ج 1 ص 195 .