پاسخ : در عبارت صحيفهء كامله اين طور وارد است : فَذَكَرَ الْحَدِيثَ بِتَمَامِهِ إلَى رُؤْيَا النَّبِىِّ صلى الله عليه و آله . « پس حديث را تماماً ذكر كرد تا رؤياى پيغمبر صلى الله عليه و آله . »
محقّق عليم ، استاد أدبيّت و عربيّت : سيّد عليخان كبير مدنى - رضوان الله عليه - در شرح صحيفهء خود در گفتار او : إلَى رُويا النَّبِىِّ ( صلى الله عليه و آله ) فرمايد : سزاوار است اين كه ما بعد « إلَى » داخل در حكم ما قبلش باشد . و بنابراين رؤيا داخل در حديث مذكور خواهد بود به قرينهء گفتار او : « فَذَكَرَ الْحَدِيثَ بِتَمَامِه » .
چون مسلّماً و محقّقاً علماء أدب گفتهاند : زمانى كه قرينه اى دلالت كند بر دخول ما بعد إلَى مثل قَرَأتُ الْقُرْآنَ مِنْ أوَّلِهِ إلَى آخِرِهِ « قرآن را از ابتدا تا انتهايش خواندم » ، و يا زمانى كه قرينه اى دلالت نمايد بر خروج آن مثل
ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّيامَ إِلَى اللَّيْلِ
« 1 » « سپس روزه را كه در روز مىگيريد تمام نمائيد تا شب ! » بايد در هر صورت بدان قرينه عمل نمود ، و اگر قرينه اى نبود ، ما بعد داخل در حكم ما قبل نمىگردد . به سبب آنكه أكثراً با وجود عدم قرينه ، عدم دخول مىباشد . و بنابراين واجب است در وقت ترديد و شك حمل بر أكْثَر نمود .
و بعضى گفتهاند : اگر ما بعد از جنس ما قبل باشد داخل مىشود گرچه بدون قرينه باشد .
و بعضى گفتهاند : مطلقاً بايد ما بعد را داخل نمود . و اوّل صحيح است به جهت آن دليلى كه ما ذكر كرديم . « 2 »
مرحوم سيد عليخان در اين حديث مبارك ، قرينه قرار مىدهد : ذَكَرَ الْحَدِيثَ بِتَمَامِهِ را براى دخول رؤيا . مثل اينكه شما مىگوئيد : من منبر فلانى را تماماً گوش دادم تا روضهء آخرش . و يا اينكه نهج البلاغة را قرائت كردم تا پايانش . در اين صورت مسلَّماً مىگويند : باب حِكَم و مواعظ آن را هم قرائت كرده است و اكتفا به باب
هامش
( 1 ) آيه 187 از سورهء 2 : بقره .
( 2 ) « رياض السّالكين » طبع جامعة المدرسين ج 1 ، ص 200 .