روايت شيخ بدون ترديد از سيد اجلّ امكان ندارد ، به علّت آنكه سيد أجل از قرائن زمان راويان از وى ، در نيمهء دوم قرن ششم بوده است و شيخ طوسى در نيمهء دوم قرن پنجم رحلت نموده است ( تولّد وى در سنهء 385 ، و وفاتش در سنهء 460 بوده است ) لهذا امكان ندارد كه شيخ بتواند از سيد بهاء الشَّرف روايت كند مگر اينكه مراد از عبارت سند مذكور در اوّل صحيفه ، افراد بعدى كه قبل از سيّد أجلّ بودهاند ، بوده باشد . و اين احتمال ، احتمال خوبى است .
چرا كه علاوه بر آنكه طريقهء شيخ را در روايت صحيفه از غير از بهاء الشَّرَف داريم ، اين دو روايت از تاج الدِّين ابن مُعَيَّة روايت وى را نيز از اين طريق مىرساند ، و لهذا مجموعاً تا به حال مجموع راويان از سيد اجلّ و از راويان قبلى طريق او به سيزده نفر بالغ مىگردند .
رابعاً - سند صحيفه انحصار به سيّد أجلّ بهاءُ الشَّرَف ندارد . چرا كه با اسناد غير قابل احصاء و شمارش ، صحيفه را از طريق غير سيّد اجلّ روايت نمودهاند .
علّامه محمد تقى مجلسى اوّل با خط خود شرحى دربارهء روايت صحيفهء كامله از مشايخ خود - رضوان الله عليهم - ذكر مىفرمايد كه مجلسى ثانى در « بحار » آن را حكايت مىكند :
مجلسى در ضمن صورت 41 مىگويد : من روايتى ديگر به خطّ علّامه پدرم ديدم كه صحيفه را از مشايخ خود روايت مىكرد .
در اينجا مجلسى اوّل مفصّلاً روايات عديده را با سند متّصل خود به شهيد ، و علّامه و ابن طاوس و غيرهم مىرساند ، و به خصوص با سند متّصل ، نوزده روايت را دربارهء صحيفه به شيخ الطَّائفة محمد بن حسن طوسى مىرساند كه شيخ با جميع اين اسانيد آن را از حسين بن عبيد الله غضائرى از أبو المفضّل شَيبانى از شريف حسنى تا آخر سند روايت مىكند .
و نيز عربىّ بن مسافر سندش منحصر به سيد اجلّ نيست ، بلكه با خود سيد اجلّ سندش را به شيخ مىرساند آنجا كه مىگويد : وَ عَنْهُ ( يعنى از سيد غياث الدِّين
امام شناسى (فارسى) — صفحة 169
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٦٩