حديث يا حضرت باقر ، و يا حضرت صادق عليهما السّلام مىباشد ، ليكن در خصوص هر يك از آنها شك داريد ، بدان حديث عمل نمىنمائيد و جزء محتملات در بوتهء انزوا مىگذاريد ؟ ! و يا آنكه بعينها مانند روايتِ از خصوص يكى از آنها عمل مىكنيد ؟ !
آيا تفاوتى در ميان قائل حدّثنا و انحصار شبهه ميان يكى از اين دو شاخص ، و در ميان راوى احدهما عليهما السّلام و انحصار شبهه ميان يكى از آن دو امام موجود است ؟ !
ثانياً - بعضى از اعلام همچون مدرّس چهاردهى ( ره ) گفتهاند : عميد الرُّؤساء و ابن سَكون مساوى هستند و مىتوانند هر دو نفر باشند « 1 » و بعضى جِدّاً گفتهاند : قائل حدّثنا هر دو نفر مىباشند همچون ميرزا عبد الله افندى كه در كتاب خود گفته است : و حقّ نزد من آن است كه : قائل بدين كلام هر دوى آنها هستند ، به علّت آنكه هر دو در درجهء واحد مىباشند ، و به علّت آنكه هر دو از تلامذهء ابن عَصَّار لغوى هستند . « 2 »
[ اختلاف علماء در قائل « حدَّثنا » در اوّل صحيفه ]
و همچون محدّث جزائرى در شرح صحيفهء خود گويد : هر دو قول نيكو است ، زيرا از كتب اجازات ظاهر مىشود كه : هر دو نفر آنها صحيفهء شريفه را از سيّد أجَلّ روايت كردهاند « 3 » .
شيخ بهاء الدّين عاملى مىگويد : تحقيقاً ابن سكون مىباشد ، و بر اين مرام اصرار دارد ، و با شدّت قول به آنكه از عميد الرُّؤساء است را رد مىكند . « 4 »
سيّد محمد باقر استرآبادى مشهور به مير داماد صريحاً آن را از عميد الرُّؤساء مىداند . وى در شرح صحيفهء خود گويد : و لفظ حدَّثَنا در اين طريق براى
هامش
( 1 ) « شرح صحيفهء فارسى » ميرزا محمد على مدرسى چهاردهى ص 4 و ص 5 .
( 2 ) « شرح صحيفهء مير داماد » ص 45 در تعليقه .
( 3 ) شرح صحيفهء جزائرى به نام « نور الأنوار فى شرح الصّحيفة السّجاديّة » طبع سنگى ص 3 . و ناگفته نماند كه : وفات ابن سكون در سنهء 606 و وفات عميد الرّؤساء در سنهء 609 بوده است .
( 4 ) « شرح صحيفهء مير داماد » ، ص 45 در تعليقه .