كرده ، و با گلاب درهم آميخته و به طور رايگان در راه خدا در كوچه و برزن انفاق مىكنيم ! ) و بدين وسيله سنّىها بر جدال و فتنه برخاستند و عداوتشان با شيعه افزون شد .
رئيس الرّؤساء « 1 » بر شيعيان سخت گرفت و تشديد كرد تا آنان خَيْرُ الْبَشَر را محو كردند و به جاى آن نوشتند : عَلَيْهِمَا السَّلَامُ : مُحَمَّدٌ و عَلِىٌّ عليهما السّلام .
سنّىها به اين راضى نشدند و گفتند : ما أبداً دست بر نمىداريم تا آنكه آجرى را كه بر روى آن مُحَمَّدٌ وَ عَلِىٌّ نوشته شده است به كلى از ديوار بكنند و بيرون آورند و حَىَّ عَلَى خَيْرِ الْعَمَل نيز در اذان گفته نشود .
شيعيان از قبول آن خوددارى كردند و جنگ و قتال تا روز سوم ربيع الاول ادامه داشت و در آن روز يك مرد هاشمى از اهل سنّت كشته شد . اقوامش جسد او را بر روى نعش نهادند و در محلّات حَرْبِيّه و باب بَصره و ساير محلّات اهل تسنّن گردانيدند ، و مردم را براى خونخواهى او بر مىانگيختند و سپس وى را در پهلوى احمد بن حَنْبَل دفن كردند و چندين برابر از جمعيّت سابق ، بر جمعيّت سنّىها اضافه شد .
سنِّيان چون از دفن آن مرد برگشتند به سوى مَشْهَدِ بَابُ التِّبْنِ ( قبرستان كاظمين ) روى آوردند . درِ آن صحن و قبرستان بسته بود . ديوار صحن را سوراخ كردند و دربان را تهديد كردند تا در را باز كند .
هامش
( 1 ) رئيس الرّؤساء : أبو القاسم ابن مَسْلَمَه على بن حسن بن احمد وزير قائم بأمر الله مىباشد كه مدت 12 سال وزارت كرد ، و بساسيرى در سنهء 450 او را كشت . ابن كثير در تاريخ خود ، « البداية و النّهاية » ، ج 12 ص 68 گويد : رئيس الرّؤساء نسبت به روافض بسيار اذيّت مىكرد . آنها را امر كرده بود تا در اذان حَىَّ على خير العمل را نگويند . و مؤذّن آنها در أذان صبح بعد از حَىّ على الفلاح دو بار بگويد : الصَّلَوة خيرٌ من النوم . و آنچه در مساجد شيعيان و در سر درهاى مساجدشان نوشته بود : مُحَمّد و علىٌ خير البشر همه را زائل كنند . رئيس الرّؤساء امر كرد تا رئيس شيعيان را كه أبو عبد الله جلّاب بود به علت تظاهرش به مكتب تشيّع بكشتند . او را در دكّانش كشتند ! و شيخ أبو جعفر طوسى از بغداد فرار كرد و خانهاش را غارت كردند .