تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
شدند « 1 » و بنا شد در ميان قَلَّائين و غيرهم حَىَّ عَلَى خَيْرِ الْعَمَل در اذان گفته شود ، و در ميان اهل كرخ الصَلَوةُ خَيْرٌ مِنَ النَّوْمِ گفته شود ، وَ تَرَحُّم بر صحابه را اظهار كنند . و بنابراين عبور و دخالت نَسَوى فائده اى نبخشيد . ابن اثير در ضمن حوادث سنهء 443 گويد : در ماه صفر اين سال فتنهء بغداد تجديد شد ، آن فتنه اى كه در ميان سنّىها و شيعه‌ها بود بسيار بالا گرفت ، چندين برابر بالاتر و مهمتر از فتنهء سابق . زيرا كه چون هنوز در دلها از آن كينه‌هاى سابق باقى مانده بود ، آن اتّفاق و اجتماع سابق در سنهء 441 از شكستگى و ضعف در مصونيّت نبود . « 2 »
هامش
( 1 ) تاريخ نشان مىدهد كه نسوى سال گذشته هم ( سال 440 ) مأمور حلّ اختلاف شده و گروهى داشته ( كما فى المنتظم 32085 - دعى ابو محمد بن نسوى . . . فقتل جماعة . . . ) ازاينرو وقتى در سنهء 441 مردم شنيدند كه مجدداً او مىخواهد براى حلّ اختلاف وارد شود شيعه و سنّى هر دو متّفق گشته زمينهء دخالت او را باطل نموده و خود به حلّ اختلاف پرداختند . ( 2 ) محقق بصير و فقيه خبير مرحوم شيخ محمّد حسين مظفّر در كتاب « تاريخ الشّيعة » ص 74 تا ص 76 آورده است كه : تشيع در عراق انتشار نيافت مگر آنكه در اكثر أدوار خود برخورد با مصائب و ناراحتيها و عذابها و شكنجه‌ها نمود . اما در زمان بنى اميّه ، ما در سابق اشاره نموديم به مختصرى از طرز رفتارشان با شيعيان تا ايّام بنى عباس ، مگر آنكه از جهت شدت و ضعف تفاوت مىكرد . و اگر از تاريخ بازپرسى كنى ، البتّه به تو از بعض آن حوادث و شدائدى كه بخصوص بر شيعه وارد گرديده است ، پاسخ خواهد گفت . و كافى است كه تاريخ أبو الفداء را بخوانى آنچه را كه در سنهء 362 به ظهور رسيده است . وى مىگويد : در اين سال كَرْخ آتش گرفت - و كرخ محلهء اختصاصى شيعه بود - احتراق عظيمى و سبب آن را ذكر كرده است تا مىرسد به اينجا كه مىگويد : وزير ابو الفضل براى دستگيرى متعدّيان بر مركب خود سوار شد و حاجب خود را كه صافى نام داشت با عدّه اى براى جنگ با عامهء شيعه به كرخ گسيل داشت ، و مردى شديد التّعصّب بر عليه شيعه بود . حاجب در چند موضع از كرخ آتش پرتاب كرد . احتراق عظيمى در كرخ پديد آمد و عدّه اى كه در آن آتش بسوختند هفده هزار ( 17000 ) تن بودند . و سيصد عدد دكّان ، و خانه‌هاى بسيار ، و سى و سه مسجد ، و از اموال مقدار بى شمارى بسوخت . و همچنين ابن أثير تو را بى نياز مىكند اگر از او از وقايع سالهاى 401 و 406 و 408 و 443 و 444 و از بسيارى سالهاى دگر بپرسى تا آنجا كه او در مورد حوادث سال 443 گفته : امور فظيع و شنيعى به