پاسخ آن است كه : چرا نمىتواند اسقاط و حذف آنها از جهت تعصّب نبوده باشد ؟ ! و ذكر دو مورد صلوات براى اهل تسنّن منافاتى با اعمال تعصّب و حذف جميع صلواتها ، و حذف تتمّهء روايت مقدّمه ، و اسقاط خواب رسول الله ، و تعبير به مُلك امويّين ، ندارد .
راويان صحيفهء به دست آمده همانطور كه ديديم از اهل تسنّن و شافعى و حنفى مذهب بودهاند ، و از جهت وثاقت براى ما مجهول الحال هستند . و ما گرچه روايت مرد سنّى مذهبى را كه در مذهبش عادل باشد ، و در گفتارش به او وثوق داشته باشيم ، قبول داريم و ليكن وثاقت ايشان براى ما معلوم نيست . به كدام دليل عقلى و حجّت شرعى در صورت عدم احراز وثاقت ، قولشان و روايتشان را در صحيفهء به دست آمده بپذيريم ؟ !
[ إعمال تعصّب اهل سنّت و تحريف آنها در روايات ]
اعمال تعصّب از علماى عامّه و دانشمندان آنها در دخالت در روايات ، و دستبرد در مسلَّمات و تغيير و تحريفشان در اسناد و متون به قدرى چشمگير است كه هر مرد فىالجمله متتبّعى را دچار دهشت مىكند .
جناب محترم دانشمند متتبّع محقّق معظّم : حاج سيد عزيز الله طباطبائى - دامت معاليه - فرمودند : من در كتابخانهء ظاهريّهء دمشق به نسخهء كتاب « تَنْزِيهُ الأنْبياء وَ الأئمَّة » سيد مرتضى عَلم الهدى - رضوان الله تعالى عليه - برخورد كردم كه آخرش ناقص بود . و قسمت تنزيه الأئمّه را نداشت ، و در هامش آن نوشته بود كه : چون اين قسمت باطل بود من پاره كردم و به دريا ريختم .
اين جمله را يك نفر مرد سنّى متعصّب كه آن كتاب را خوانده بود نوشته بود .
در طول تاريخ چهارده قرن تا امروز مىدانيد چقدر كتابخانههاى شيعه را آتش زدهاند ، و هزاران كتاب نفيس مؤلَّف به دست علماى راستين اهل تحقيق دچار حريق گرديده است ؟ !
اينها مگر غير از عناد و دشمنى با علم و حقيقت است ؟ ! شما بيائيد اين كتابها را بخوانيد ، هر كجاى آن كه ناصحيح به نظرتان آمد ، جواب آن را مستدلّاً بنويسيد ، و