پاسخ : اگر در اينجا صلوات بر محمّد و آل او ، جملهء ابتدائيّهء استينافيّه ، بدون عطف بر جملهء ما قبل بود ، مطلب از همين قرار بود كه مناسب بود ضمائر به صورت جمع آورده گردد . و ليكن جالب اينجاست كه : در جملهء قبل نامى فقط از محمّد برده است ، و اين ضمائر پس از ذكر صلوات بر محمّد و آل او ، به محمّد بر مىگردد . دقّت كنيد ! و آن عبارت اين است :
وَ أنَّ مُحَمَّداً عَبْدُكَ وَ رَسُولُكَ وَ خِيَرَتُكَ مِنْ خَلْقِكَ حَمَّلْتَهُ رِسَالَتَكَ فَأدَّاهَا وَ أمَرْتَهُ بِالنُّصْحِ لِامَّتِهِ فَنَصَحَ لَهَا ، اللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلى محمّدٍ و آله تا آخر . « 1 »
« و آنكه محمّد بندهء توست ، و رسول توست ، و از ميان آفريدگانت برگزيدهء توست كه بار رسالتت را بر او حمل كردى و او أدا كرد ، و امر فرمودى تا براى امَّت خيرخواه باشد و خيرخواه بود . »
در اينجا پس از نثار تحيّت و درود بر محمّد و آل او ، در مقام دعاى به پيامبر عرضه مىدارد : بار خداوندا به او از جانب ما بده با فضيلتترين چيزى را كه به احدى از بندگانت داده اى ! . . .
در اين صورت عبارت در نهايت التيام و بلاغت مىباشد ، و كجا مىتوان بر آن خرده گرفت ؟ !
ناحيهء چهارم از اشكال وارد بر مورد صلواتهاى آن مىباشد كه ما به ايشان مىگوئيم : بر هر تقدير و به هر گونه توجيه و تأويل ، اينك در صحيفهء كاملهء مشهوره ، موارد بسيارى از صلوات موجود مىباشد كه در اين صحيفهء به دست آمده وجود ندارد .
يا بايد بگوئيم : اصل ، همان صحيفهء به دست آمده است كه داراى صلوات نمىباشد ، و اين صلواتها در صحيفهء مشهوره زياد شده است ، گرچه شما هم آن را
هامش
( 1 ) صحيفه مطبوعهء در دمشق با مقدّمهء آية الله فهرى ، ص 160 ضمن دعائى به عنوان : و من دعائه اذا اصبح در صحيفهء به دست آمده و همان دعاء به عنوان : دعاؤه عند الصّباح و المساء در صحيفهء مشهوره .