تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
رها كنند . در پايان كار ، قاضى از او پرسيد : تو شراب خورده‌اى ؟ ! گفت : قسم به حضرت عبّاس اگر من يك قطره شراب خورده باشم ! قاضى گفت : پس تو عرق خورده‌اى ؟ ! گفت : قسم به حضرت عبّاس اگر من يك قطره عرق خورده باشم ! قاضى گفت : پس تو چه كوفت مىكنى تا اين طور تلو تلو مىخورى ؟ ! گفت : من شَرَقْ مىخورم ، و الله نه شراب است و نه عرق ! قاضى گفت : شرق ، ديگر چيست ؟ ! گفت : من هميشه شراب را با عرق مخلوط مىكنم و مىخورم ! شَرَقْ حلال است عمو جان من ! شراب است كه حرام است . عرق است كه حرام است . آية الله روحانى مىفرمودند : در اين بحث آقاى منتظرى با همين مثال و تطبيق آن با مورد بحث ، در بحث فائق آمد . و قبلًا حقير نظير اين بحث را نيز مختصراً از آية الله حاج سيّد موسى شبيرى زنجانى - دامت بركاته - شنيده‌ام .

[ شرعى بودن حق التأليف و حق‌الترجمه ]

بعضى از مجتهدين عصر امروز ، حقّ التّأليف و التّرجمه را براى صاحبش مشروع مىدانند ، و بعضى مشروع نمىدانند . « 1 » مثلًا كسى كه كتابى را تأليف كرده است ، آيا حقّ دارد طبع آن را در دوران‌هاى مختلف و مراتب متفاوت ، اختصاص به خود دهد ، و يا چنين حقّى را ندارد ، و به مجرّد طبع اوّل و در دسترس عموم قرار گرفتن ، هر كس مىتواند از روى نسخه‌اى كه براى خود خريده است ، طبع كند و به بازار عرضه نمايد ؟ ! و يا آنكه كسى چيزى را اختراع كرده است ، و مثلًا چراغى و يا ماشينى را ساخته است ، و يا تابلويى را نقّاشى نموده است ، آيا ديگران حقّ دارند مثل آن را بسازند ؟ و
هامش
( 1 ) چون بحث در انواع تصرف در انشاء و املاء و كتابت و كتاب غير است مناسب بود بحث در حقّ التأليف هم در اينجا استيفا گردد .