رها كنند . در پايان كار ، قاضى از او پرسيد : تو شراب خوردهاى ؟ !
گفت : قسم به حضرت عبّاس اگر من يك قطره شراب خورده باشم !
قاضى گفت : پس تو عرق خوردهاى ؟ !
گفت : قسم به حضرت عبّاس اگر من يك قطره عرق خورده باشم !
قاضى گفت : پس تو چه كوفت مىكنى تا اين طور تلو تلو مىخورى ؟ !
گفت : من شَرَقْ مىخورم ، و الله نه شراب است و نه عرق !
قاضى گفت : شرق ، ديگر چيست ؟ !
گفت : من هميشه شراب را با عرق مخلوط مىكنم و مىخورم ! شَرَقْ حلال است عمو جان من ! شراب است كه حرام است . عرق است كه حرام است .
آية الله روحانى مىفرمودند : در اين بحث آقاى منتظرى با همين مثال و تطبيق آن با مورد بحث ، در بحث فائق آمد .
و قبلًا حقير نظير اين بحث را نيز مختصراً از آية الله حاج سيّد موسى شبيرى زنجانى - دامت بركاته - شنيدهام .
[ شرعى بودن حق التأليف و حقالترجمه ]
بعضى از مجتهدين عصر امروز ، حقّ التّأليف و التّرجمه را براى صاحبش مشروع مىدانند ، و بعضى مشروع نمىدانند . « 1 » مثلًا كسى كه كتابى را تأليف كرده است ، آيا حقّ دارد طبع آن را در دورانهاى مختلف و مراتب متفاوت ، اختصاص به خود دهد ، و يا چنين حقّى را ندارد ، و به مجرّد طبع اوّل و در دسترس عموم قرار گرفتن ، هر كس مىتواند از روى نسخهاى كه براى خود خريده است ، طبع كند و به بازار عرضه نمايد ؟ !
و يا آنكه كسى چيزى را اختراع كرده است ، و مثلًا چراغى و يا ماشينى را ساخته است ، و يا تابلويى را نقّاشى نموده است ، آيا ديگران حقّ دارند مثل آن را بسازند ؟ و
هامش
( 1 ) چون بحث در انواع تصرف در انشاء و املاء و كتابت و كتاب غير است مناسب بود بحث در حقّ التأليف هم در اينجا استيفا گردد .