تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
اين موضوع بخصوص كتابى بلكه كتابهائى نوشته گردد . در زمان وى بود كه قرائت قرآن را از مدارس برداشتند و بجاى آن آيات منتخبه نهادند . وى اراده داشت تا قرآن را تلخيص كند ، و آيات مكرّرهء آن را بردارد كه دست غيب احديّت بر سر او كوفت ، و با وارد شدن قشون روس و انگليس در ايران به نزد ارباب خود آمد ، و او را امر به استعفا و فرار كرد . و للّه الحَمْد و له المِنَّة آن سبو بشكست و آن پيمانه ريخت . قرآن كريم و نهج البلاغة و صحيفهء كاملهء سجّاديّه ، هر عبارت و كلمهء آن ، موضوعيّت دارد و نبايد تغيير و تبديل و تحريف در آن به عمل آيد ؛ نبايد پراكنده و متفرّق و ملحق به ساير كتب شود . نبايد كتب دگرى را بدانها الحاق كرد . اگر كسى ميخواهد مستدركى بر « نهج البلاغة » بنويسد ، راه او باز است ، ولى نبايد آن را داخل در « نهج البلاغة » نمايد . نبايد بر حسب موضوعات ، آن استدراك را با خطبه‌هاى نهج بياميزد و درهم كند . نهج البلاغة مِنَ البَدْوِ إلَى الخَتْم ، انتخاب سيّد رضى از خطب و مكتوبها و حِكَم امير المؤمنين عليه‌السّلام است كه داراى سبكى خاص و معانى مخصوصه‌اى است كه : لَها مِنْها عَلَيْها شَواهِدُ . اگر كسى مدّعى است كه من هم بقيّهء خطب را جمع مىكنم ، مباركش باد ، ولى همانطور كه نوشته‌اند و مىنويسند ، جداگانه و عليحده به عنوان مستدرك بايد نوشته و تنظيم گردد . و حتّى با اصل « نهج البلاغة » در يك مجلّد تجليد و صحّافى نشود . تا شأن و مقام هر خطبه و كتابى به جاى خود محفوظ بوده باشد . آيا ما ميتوانيم قرآن كريم را با تورات و انجيل به طور مباحث موضوعى و مطالب علمى دسته‌بندى كنيم و در يك مجموعه جمع كنيم حتّى به طورى كه آيات قرآن از آن دو كتاب آسمانى مشخص نگردد و براى تميز آنها از يكديگر فهرستى بياوريم ، گرچه فرض شود آن تورات و انجيل هم ، كتب واقعى بوده و محرّف نبوده باشند ؟ و يا مثلًا حتّى در سر هر صفحه براى آيات قرآن و براى تورات و انجيل علامت تعيين و تشخيص قرار دهيم ؟ اين مثال ، فرد اجلاى از مثالهاى