است كه در عهد پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلّم بوده است كه ضايع نشده و مفقود نگرديده است .
[ استدلال به تحدى قرآن بر عدم تحريف قرآن ]
از اين گذشته ما مىبينيم قرآن را كه تحدّى و مغالبه دارد با أوصافى كه راجع به جميع آيات آن است ، و در عين حال مىبينيم اين قرآنى كه در دست ماست يعنى ما بَيْنَ الدَّفَّتَيْن واجد آن صفتى است از أوصافى كه بدانها تحدّى و مغالبه كرده است بدون آنكه در چيزى از آن صفات تغييرى به عمل آمده باشد و يا از بين رفته و مفقود گرديده باشد .
بناءً على هذا مىيابيم قرآن را كه تحدّى و مغالبه به بلاغت و فصاحت مىنمايد ، در عين حال مىيابيم قرآنى را كه در دست ماست مشتمل است بر همان نظم عجيب بديعى كه معادل و مشابه آن هيچ سخنى از كلام بلغا و فصحا نمىباشد . آن كلامى كه از ايشان محفوظ مانده و روايت شده است از نثر ، و نظم ، و شعر ، و خطبه ، و رساله ، و محاوره ، يا غير از آنها . و اين نظم مشاهد در جميع آيات يكسان است كِتَاباً مُتَشَابِهاً مَثَانِىَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ الْجُلُودُ وَ الْقُلُوبُ . « 1 » « كتابى است كه آياتش شبيه به هم است ، و آياتش نظر به آيات دگرش دارد به طورى كه پوستهاى بدن و دلها از شنيدن و خواندن و إدراك كردنش به لرزه در مىآيد و جمع مىشود . »
و همچنين مىيابيم قرآن را كه تحدّى و مبارات مىكند بقوله تعالى :
أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً
( نساء ، آيه 82 ) « آيا اين مردم تدبّر در قرآن نمىكنند ؛ و اگر از نزد غير خدا بود هر آينه در آن اختلاف بسيارى را مىيافتند » به عدم وجود اختلاف در آن ؛ و در عين حال مىيابيم قرآنى را كه در دست ماست به بهترين وفائى و عالىترين و پر بهرهترين ثمرهاى بدين امر ايفا نموده است ، چرا كه ما خلل يا ابهامى را كه به نظرمان در يك آيه مىآيد ، آيه ديگر آن را بر مىدارد و از بين مىبرد . و اگر در مقدارى از آن مناقضه و يا خلافى در به دو نظر
هامش
( 1 ) اقتباس است از آيه 23 از سورهء 39 : زمر و آن آيه اين است :اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتاباً مُتَشابِهاً مَثانِيَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ إِلى ذِكْرِ اللَّهِ ذلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ هادٍ .