تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧

[ فصل اول به شهادت ضرورت تاريخ پيامبر ادّعاى نبوّت نمود و كتابى آورد كه آن را قرآن ناميد و اين قرآن موجود همان قرآنى است كه او آورده ]

الفصل 1 به شهادت ضرورت تاريخ پيغمبر عربى محمّد صلَّى الله عليه و آله و سلّم قبل از چهارده قرن تقريباً - آمد و ادّعاى نبوّت نمود و براى دعوت قيام كرد و امَّتى از عرب و غير عرب به دو گرويده ايمان آوردند ؛ و وى كتابى آورد كه آن را قرآن ناميد و نسبت آن را به پروردگارش داد كه متضمّن مجموعه‌اى از معارف و كلّيّات شريعت و آئينى بود كه مردم را بدان دعوت مىنمود . وى قرآن را آيت و نشانهء نبوّت خود مىشمرد و بدان تحدّى مىكرد و به مغالبه و مبارات بر مىخاست . و به شهادت ضرورت تاريخ اين قرآن موجودى كه امروز در دست ماست اجمالاً همان قرآنى است كه او آورده و براى مردم معاصر زمان خود مىخوانده است . به معنى آنكه آن قرآن به طور كلّى از اصلش ضايع نشده و مفقود نگرديده است به طورى كه كتابى ديگر كه در نظم مشابه آن باشد يا نباشد بجاى آن گذارده شده باشد و نسبتش را به وى داده باشند و در ميان مردم شهرت يافته باشد كه آن قرآنى است كه بر پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلّم نازل شده است . اينها مطالبى است كه در هيچيك از آنها شكّ ندارد مگر كسى كه جنون داشته و در فهمش خَلَل و فساد راه يافته باشد ؛ و همچنين يك نفر از بحث كنندگان در مسألهء تحريف از مخالفين و مؤالفين ، يكى از اين امور را احتمال نداده است . آرى تنها چيزى كه برخى از كسانى كه قائل بدان شده‌اند از مخالف يا مؤالف ، احتمال داده‌اند زياد شدن چيز كمى است مثل جمله و يا آيه « 1 » ، يا نقص يا تغيير در جمله و يا آيه‌اى ، در كلمات آن و يا إعراب آن . و أمّا جُلّ كتاب الهى به همان كيفيّتى
هامش
( 1 ) مانند قول بعضى از كسانى كه مسلمان نيستند كه گويند : قوله تعالى :إِنَّكَ مَيِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَيِّتُونَرا أبوبكر وضع كرد در وقتى كه شنيد عمر شمشيرش را از غلاف بيرون كشيده و مىگويد : هر كس بگويد : محمّد مرده است من او را مىكشم . أبو بكر اين جمله را براى عمر خواند و او را منصرف نمود . [ تعليقه ]