برخاست ، حمد و ثناى خدا را بجاى آورد و سپس گفت : خداوند تبارك و تعالى فيل را از ورود به مكّه حبس نمود ، و رسول خود و مؤمنان را بر مكّه مسلّط فرمود ؛ ورود و جنگ و فتح در مكّه براى أحدى پيش از من حلال نبوده است و فقط در يك ساعت از يك روز براى من حلال شد ، و پس از من هم براى أحدى حلال نخواهد بود .
بنابراين نبايد صيد مكّه را دنبال كرد و فرارى داد ، و نبايد خار آن را چيد ، و برداشتن چيزى كه در آن بر زمين افتاده و صاحبش معلوم نمىباشد حلال نيست مگر براى جويندهء صاحب آن . و كسى كه كشتهاى از او كشته شود بهترينِ از اين دو طريق را انتخاب مىنمايد : يا آنكه از آنها فِدْيَه و پول خون مىگيرد ، و يا اينكه قاتل را مىكشد .
در اين حال عبّاس گفت : آنچه را كه حرام است كندن آنها غير از إذخِر ( گور گياه ) بوده باشد اى رسول خدا ، چرا كه ما آن را در قبورمان مىگذاريم و در خانههايمان به كار مىبريم ! رسول خدا فرمود : مگر إذْخِر .
در اين حال أبوشاة كه مردى از اهل يمن بود برخاست و گفت : اى رسول خدا ، شما اين مطالب را براى من بنويسيد ! رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : براى أبو شاة بنويسيد ! »
راوى اين روايت : وليد بن مسلم مىگويد : من به أوزاعى گفتم : مُراد و منظور گفتار أبو شاة كه مىگويد : اكْتُبُوا لِى يَا رَسُولَ اللهِ چيست ؟ گفت : مقصودش خطبهاى است كه از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلّم شنيد . » « 1 »
هامش
( 1 ) « تقييد العلم » ص 86 . و يوسف العشّ در تعليقه گويد : مشابه اين روايت از يحيى بن أبى كثير در « بخارى » ج 1 ص 40 - 41 ، ك 3 ب 36 و شرح آن در « ارشاد السّارى » ج 1 ، ص 168 و « عمدة القارى » ج 1 ، ص 567 و « فتح البارى » ج 1 ، ص 184 ؛ و مثل اين روايت با اختصار از وليد ابن مسلم در « صحيح ترمذى » ج 2 ، ص 110 ؛ و از يحيى بن أبى كثير در « اسد الغابة » ج 2 ، ص 384 و « تيسير الوصول » ج 3 ، ص 176 ؛ و مثل اين روايت با تقارب لفظ از وليد بن مسلم در « المحدّث الفاصل » ج 4 ، ص 21 ؛ و با اختصار از أوزاعى در « جامع بيان العلم » ج 1 ، ص 70 ؛ و بدون سند در « معالم السّنن » ج 4 ، ص 184 و « استيعاب » ج 2 ، ص 717 و « مقدّمهء ابن صلاح »