مرده است ، و اعتراف به صحيفه و كتاب ابو رافع كه آن هم بدون شكّ در سنهء 35 ه وفات كرده است ، معذلك اصرار دارد كه : كتاب عبد الله مقدّم است بر ابو رافع با اينكه سى سال ابو رافع مقدّم بوده است . « 1 » و نيز بنگريد بدين عبارت او : اگر خبر كتاب ابو رافع صحيح باشد شرف أولويّت براى او در تأليف بوده است نه در تدوين !
مگر در اينجا تأليف غير از تدوين است ؟ ! مگر ابو رافع كه غلام عبّاس و سپس غلام پيامبر بود و در زمان حضرت با كنيز حضرت سَلْمَى ازدواج كرد و در زمان حضرتْ رافِع بزرگترين اولاد او به دنيا آمد و طبعاً عاقله مرد و سال ديده بوده است و كتاب « سُنن و احكام و قضايا » را در زمان خود رسول اكرم تدوين كرده است ، از عبد الله بن عمرو كه تولّدش 7 سال قبل از هجرت بوده ، و در زمان رحلت رسول الله نوجوانى 18 ساله بوده است ، مقدّم در همه چيز محسوب نمىگردد ؟ !
من متحيّرم از محاسبهء عجّاج خطيب كه با چه محاسبهاى وى را بر أبو رافع در تدوين مقدّم شمرده است ؟
اگر ميزان تقدّم ، كتابت در زمان پيغمبر است ، و فرض كنيد كه صحيفهء صادقه هم در زمان آن حضرت نوشته شده باشد ، ابو رافع هم كتاب سُنَن و احكام و قضايا را در زمان رسول الله نوشته است ! و اگر ميزان تقدّم سنّ بوده است ، ابو رافع از عبد الله مُسِنّتر بوده است ! و اگر ميزان تقدّم در وفات است ، ابو رافع سى سال زودتر از عبد الله رحلت كرده است .
آرى هر چه فكر مىكنم فقط گناه ابو رافع تشيّع او و ولاى خالص او به مولى أمير المؤمنين علىّ بن أبى طالب است كه خود و خاندانش از فَدَويان و شيعيان آن حضرت بودهاند . اين است گناه ابو رافع كه بايد در اين محاسبه او را از عبد الله بن عمرو با آن صحيفهء مجهولهء مطعونه مؤخّر داشت .
هامش
( 1 ) در ص 346 از « السّنّة قبل التّدوين » گويد : و كان عند أبى رافع مولى رسول الله صلّى الله عليه [ و آله ] و سلّم ( - 35 ه ) كتابٌ فيه استفتاح الصّلاة ، دفعه إلى أبى بكر بن عبد الرّحمن بن الحارث ( - 94 ه ) ( انظر « الكفاية » ، ص 330 ) أحد الفقهاء السّبعة .