تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢
مىيابيم كه : ابن عَمْرو در نزد ابن جَوْزى 700 حديث دارد يعنى به نسبت 8 / 1 از آنچه ابو هريره روايت نموده است . بخارى از او هفت و مسلم بيست روايت آورده است . و شايد اين اعتراف ابو هريره از وى در اوّل امرش هنگامى كه در ميان بزرگان صحابه و علمائشان مىزيست صادر گرديده است ؛ چرا كه مىترسيد آنچه را كه روايت نموده است بر او انكار كنند . و ليكن چون براى وى جوّ خالى ماند و روايت براى او مباح گرديد - پس از مقتل عُمَر ، و موت بزرگان از اصحاب « 1 » ابو هريره زيادتر روايت مىكرد و در اين قضيّه راه افراط مىپيمود ، و مخصوصاً در عهد معاويه كه از پشتيبانى شديد وى برخوردار بود ؛ معاويه‌اى كه قدر او را بالا برد و تكيه گاه و پشت و پناه او بود به طورى كه ان شاء الله تعالى خواهى ديد . و بعضى گمان نموده‌اند كه از اين گفتار ابو هريره چنين مستفاد مىشود كه : عبد الله بن عَمْرو تحقيقاً تمام مسموعات خود را از رسول خدا نوشته است ، و بدين عمل تمام مرويّات او متواتر لفظى و معنوى مىگردد . و تمام مكتوبات وى پس از او به واسطهء كتابت همچنين محفوظ مانده است همان طورى كه قرآن با كتابت محفوظ مانده است ؛ و على هذا مرويّات او افادهء علم مىكند و اصل صحيح معتمد در ميان مسلمين مىباشد پس از كتاب الله المُبين .

[ بى ارزشى صحيفهء عبد الله بن عمرو ]

و ليكن آنچه معروف است آن است كه احاديث ابن عمرو در كتب اهل سنّت از همان طريقى به دست آمده است كه تمام احاديث غير او از صحابه به دست آمده است و آن طريق روايت است ، نه سبيل كتابت . و تمام آنچه از مكتوباتش اينك
هامش
( 1 ) از خيثمة بن عبد الرّحمن روايت است كه : به ابو هريره گفتم : حَدِّثْنى ! او گفت : تَسْألُنى و بينكم علماءُ أصحاب محمّد و المجار من الشيطان . « چگونه از من مىپرسى كه براى تو حديث گويم در حالى كه در ميان شما علماء ، اصحاب محمّد ، و در پناه آورده‌شدهء خدا از شيطان وجود دارند ؟ ! » مراد از در پناه آورده شده ، عمّار ياسر مىباشد . و عمار بن ياسر در وقعهء صفّين سنهء 37 به شهادت رسيد . و از اين حديث ، روشن مىگردد كه : ابو هريره تا اين تاريخ مىترسيده است براى مردم از رسول خدا صلوات الله عليه ، حديث نمايد .