مدينه بسيار به موقع بود در وقتى كه رسول خدا صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آله به اسيران بَدْر اجازه دادند تا هر يك از ايشان در برابر حقّ آزادى خود هر كدام از آنها كه نويسنده است ده نفر از پسر بچّههاى مدينه را كتابت و قرائت تعليم دهد . « 1 » و تعليم كتابت و قرائت انحصار به ذكور نداشت بلكه دختران نيز در خانههايشان تعلّم كتابت مىنمودند . ابو بكر بن سُلَيمان بن أبى حَثْمَة از شِفاء دختر عبدالله روايت كرده است كه : دَخَلَ عَلَىَّ رَسُولُ اللهِ صلّى الله عليه [ و ءاله ] و سلّم وَ أنَا عِنْدَ حَفْصَةَ فَقَالَ لِى : أ لَا تُعَلِّمِينَ هَذِهِ رُقْيَةَ النَّمْلَةِ كَمَا عَلَّمْتِيهَا الْكِتَابَةَ ؟ ! « 2 » « رسول خدا صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آله بر من وارد شد و من نزد حفصه بودم ، به من فرمود : آيا به اين زن نوشتهء دعاى آويختنى را كه براى دُمَلْهاى پهلو مفيد است ياد نمىدهى ، همانطور كه كتابت را به او ياد دادهاى ؟ ! »
و أيضاً محمّد عَجَّاج خطيب در باب حَثّ و تحريض و تأكيد رسول خدا صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آله و سلَّم گويد : آن حضرت در تحريض و ترغيب أصحاب خود ، به طلب علم شرعى از ناحيهء قرآن و سنَّت طاهره اكتفا ننمود بلكه ايشان را به فراگرفتن هر علمى كه براى مسلمين مفيد است دعوت كرد به طورى كه چون آن حضرت در وقت ورود به مدينه از زيد بن ثابت كه صغير السِّن بود ، ده سوره و اندى از قرآن شنيد به شگفت آمد و به وى امر نمود تا لغت يهود را فراگيرد و گفت : يَا زَيْدُ تَعَلَّمْ لِى كِتَابَ يَهوُدَ ؛ فَإنِّى وَ اللهِ مَا آمَنُ يَهُودَ عَلَى كِتَابِى . و فى روايةٍ : إنِّى أكْتُبُ إلَى قَوْمٍ فَأخَافُ أنْ يَزيدُوا عَلَىَّ أو يَنْقُصُوا ؛ فَتَعَلَّمِ السُّرْيَانِيَّةَ . قَالَ زَيْدٌ : فَتَعَلَّمْتُهَا
هامش
( 1 ) « طبقات ابن سعد » قسم 1 ، ج 2 ، ص 14 . [ تعليقه ]
( 2 ) « سنن أبى داود » ج 2 ، ص 337 . و نَمْلَه دملى است كه در پهلو در مىآيد و در حديث از أنس وارد است كه : رخّص رسول الله صلّى الله عليه [ و ءاله ] و سلّم فى الرُّقْيَة من العَيْن و الحُمَّة و النَّمْلة . چشم زدن را عين گويند ؛ و مسموم شدن به سمّ را حُمَّه گويند كه با ضمّهء حاء و فتحهء ميم است . يعنى در اين سه أمر رسول خدا اجازه داده است دعائى نوشته و بر مريض ببندند و با أثر آن دفع ألَم گردد . اين حديث در « صحيح مسلم » ص 1725 ، حديث 58 از ج 4 وارد است . ( كتاب « السُّنَّة قبل التدوين » ، ص 299 و ص 300 . )