من وارد شدم بر فاطمه عليها السَّلام ، وَ بَيْنَ يَدَيْهَا لَوْحٌ فِيهِ أسْمَاءُ الاوْصِيَاءِ : فَعَدَّدْتُ اثْنَىْ عَشَرَ آخِرُهُمُ الْقَائمُ . ثَلَاثَةٌ مِنْهُمْ مُحَمَّدٌ ، وَ أرْبَعَةٌ مِنْهُمْ عَلِىٌّ صلَواتُ اللهِ علَيهم . « 1 »
مجلسى نيز اين روايت را از « إكمال الدِّين » و « عيون » با همين سند روايت كرده است . « 2 » و أيضاً از « خصال » صدوق با سند ديگر « 3 » و از « إكمال الدّين » با دو سند « 4 » و از « عيون » با سند ديگر ، « 5 » و از « غيبت » شيخ طوسى « 6 » با سند ديگر عين مَتْنِ اين روايت را آورده است .
بايد دانست كه : حَمُّوئى به دنبال اين سه روايت ، روايت چهارمى را كه به شمارهء 435 واقع مىشود از همين شيخ صدوق روايت مىكند كه مضمون آن مفصّل و جالب است ، و اسامى و كُنيههاى امامان را با نام مادرشان از جابر ، در لوح فاطمه عليها السَّلام روايت نموده است ، « 7 » ولى چون ما آن را در ج 13 « امامشناسى » از دورهء علوم و معارف اسلام در درس 191 تا 195 ، ص 435 تا ص 437 آورده بوديم ، در اينجا به جهت عدم تكرار خوددارى شد .
و مجلسى در « بحار الانوار » با عين سند حَمُّوئى كه از صدوق مىباشد روايت نموده است . « 8 »
[ حديث نامههاى سربمهر آسمانى در ولايت دوازده امام ]
و همچنين بايد دانست : اخبار واردهء راجع به نامههاى آسمانى سر به مهر دربارهء ولايت أمير المؤمنين و امامت أئمّهء اثنا عشر كه به نام و نشانى هر يك جدا توسّط
هامش
( 1 ) « فرائد السّمطين » ج 2 ، ص 139 ، حديث 434 .
( 2 ) همان جلد و همان صحفه از « بحار الانوار » از « إكمال الدّين » ص 181 ، و « عيون الاخبار » ص 28 .
( 3 ) « خصال » ج 2 ، ص 78 .
( 4 ) « إكمال الدّين » ص 157 و ص 181 .
( 5 ) « عيون الاخبار » ص 28 .
( 6 ) « غيبت » شيخ ، ص 100 .
( 7 ) « فرائد السّمطين » ج 2 ، ص 140 و ص 141 .
( 8 ) همان جلد از « بحار الانوار » از طبع كمپانى : ص 120 ، و از طبع حيدرى : ص 193 و ص 194 از « إكمال الدّين » ص 178 ، و « عيون الاخبار » ص 24 و ص 25 .