ثَلَاثَةُ أسْمَاءٍ فِى طَرَفِهِ . فَعَدَّدْتُهَا فَإذا هِى اثْنَا عَشَرَ .
فَقُلْتُ : أسْمَاءُ مَنْ هَذَا ! ؟ قَالَتْ : هَذِهِ أسْمَاءُ الاوْصِيَاءِ : أوَّلُهُمُ ابْنُ عَمِّى وَ أحَدَ عَشَرَ وُلْدِى ، آخِرُهُمُ الْقَائمُ !
قَالَ جَابِرٌ : فَرَأيْتُ فِيهَا مُحَمَّداً مُحَمَّداً مُحَمَّداً فِى ثَلَاثَةِ مَوَاضِعَ ، وَ عَلِيّاً [ وَ ] عَلِيًّا [ وَ ] عَلِيًّا [ وَ ] عَلِيًّا فِى أرْبَعَةِ مَوَاضِعَ « 1 » .
« و در مقابل او لوحى بود كه از شدّت درخشش نزديك بود شعاعش چشمها را بپوشاند .
در آن دوازده اسم بود : سه تا در روبرويش ، و سه تا در داخلش ، و سه تا در آخرش ، و سه تا در جانبش . چون آنها را شمردم ديدم دوازده تا مىشود .
پس گفتم : اسامى چه كسانى مىباشند اينها ؟ !
فاطمه گفت : اينها اسامى أوصياى پيغمبرند : اوَّل آنها پسر عمويم ، و يازده نفر فرزندانم كه آخرين آنها قائم مىباشد .
جابر گفت : در اين حال من ديدم محمّد محمّد محمّد را در سه موضع ، و على [ و ] على [ و ] على [ و ] على را در چهار موضع . »
مجلسى اين روايت را با همين سند از كتاب « إكمال الدّين » و « عيون أخبار الرّضا » روايت مىكند . « 2 »
حَمُّوئى أيضاً از شيخ صدوق بدين گونه روايت مىكند كه [ و همچنين گفت ] : و حديث كرد براى ما احمد بن محمّد بن يحيى عطّار ؛ كه گفت : حديث كرد براى ما پدرم ، از محمّد بن الحسين بن ابى الخَطَّاب ، از حسن بن محبوب ، از أبُو الْجَارُود ، از حضرت امام ابو جعفر عليه السّلام از جابر بن عبد الله انصارى كه گفت :
هامش
( 1 ) « فرائد السّمطين » ج 2 ، ص 139 ، حديث 433 .
( 2 ) « بحار الانوار » طبع كمپانى ، ج 9 ، ص 122 ، و طبع حيدرى ج 36 ، ص 201 ، حديث 4 از « إكمال الدّين » ص 181 ، و « عيون » ص 28 ؛ و شيخ طبرسى نيز در « إعلام الورى » ص 373 و ص 374 آن را ذكر كرده است .