تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 324

مساهمون:

ص٣٢٤
عنايت مىنمايم . وى را عِفْرِيت « 1 » شيطان خبيث حيله‌گر و سياستمدار زرنگ ) مستكبر مىكُشد ، و مدفون مىگردد در شهرى كه آن را بندهء صالح من [ ذو القرنين ] بنا كرده است ، و دفن او در كنار بدترين خلق من است . كلام استوار از من بروز كرد كه : من تر و تازه و شاداب مىكنم چشم وى را به محمّد پسرش و خليفهء او پس از دوران حياتش . بنابراين آن پسر وارث علم من و معدن حكم من است ، و محلّ سِرّ من و حجّت من بر بندگان من مىباشد . پس من بهشت را مأواى او كردم ، و شفاعت وى را دربارهء هفتاد تن از اهل بيتش پذيرفتم آنان كه همگى مستحقّ آتش بوده اند . و پايان دادم به خير و سعادت براى پسرش على : ولىّ من ، و يار و معين من ، و گواه و شاهد و حاضر بر خلق من ، و امين من بر وحى من . و بيرون آوردم از او دعوت كننده به سوى را هم را ، و گنجينه دار براى علمم : حسن را . و سپس كامل كردم امر او را به واسطهء پسرش كه رحمت است براى جهانيان . بر اوست كمال موسى ، و بهاء عيسى ، و صبر أيّوب . و حتماً اولياى من در زمان او به ذلّت و پستى كشيده خواهند شد ، و سرهايشان را به عنوان هديه و تحفه مىبرند همچنان كه سرهاى ترك و ديلم را هديه مىبرند . پس كشته مىگردند ، و آتش زده مىشوند ، و پيوسته به حالت ترس و رعب و دهشت زيست مىكنند . زمين از خونشان رنگين مىگردد [ و بر پا مىشود ] وَيل و فرياد و نالهء دلخراش در ميان زنهايشان . به حقيقت ايشانند اولياى من ، به بركت ايشان است كه من بر مىگردانم هر فتنه و بلاى كور و تاريك و ظلمانى چون شب ديجور را ، و به بركت ايشان است كه
هامش
( 1 ) عِفْريت : خبيث منكر . النّافذ فى الامر مع دُهاء ، خواه از جنّ باشد يا انس و يا از شياطين ، جمع آن عَفاريت ، مؤنّثش : عِفْريتَة مىباشد .