براى شما بخوانيم مگر كتاب الله عزّ و جلّ و اين صحيفه . - و صحيفهاى معلّق بر شمشيرى بود كه بر آن حلقهاى بود از آهن ، و قرقرههايش از آهن بود . در آن واجبات مقدار پرداخت صدقات بود ، كه آن را حضرت از رسول خدا صلّى الله عليه و آله اخذ نموده بود . »
شيخ محمود أبُورَيَّه از اين كتاب بحث مفصّلى تحت عنوان : « حَدِيثُ صَحِيفَةِ عَلِىٍّ رضى الله عنه » نموده است . وى مىگويد : اين حديث را جماعت : احمد و شيخين و اصحاب سُنَن به الفاظ مختلفه نقل نموده اند .
[ روايات بخارى در صحيفهء ديات ]
امّا بخارى آن را از أبُو جُحَيْفَه در كتاب علم بدين لفظ روايت نموده است كه :
قُلْتُ لِعَلِىٍّ : هَلْ عِنْدَكُمْ كِتَابٌ ؟ ! قَالَ : لَا إلَّا كِتَابُ اللهِ ، أوْ فَهْماً أعْطَاهُ رَجُلًا مُسْلِماً ، أوْ مَا فِى هَذِهِ الصَّحِيفَةِ !
قُلْتُ : وَ مَا فِى هَذِهِ الصَّحِيفَةِ ؟ ! قَالَ : الْعَقْلُ ، وَ فِكَاكُ الاسِيرِ ، وَ لَا يُقْتَلُ مُسْلِمٌ بِكَافِرٍ ! « 1 »
« من به على عليه السّلام گفتم : آيا نزد شما كتابى وجود دارد ؟ ! گفت : نه ! مگر كتاب خدا يا فهمى كه خداوند بر مرد مسلمانى عطا فرمايد ، يا آنچه در اين صحيفه مىباشد !
گفتم : در اين صحيفه چيست ؟ ! گفت : عقل ( شترى كه صاحبان خون در كنار خانه مىبندند به عنوان ديه تا آن را از اقوام پدرى قاتل به عنوان ديهء خون خطائى از
هامش
است در « ردّ الدّارمىّ على بشر المريسىّ » ص 130 و « توجيه النّظر » ص 16 و ص 17 ، و خبر كتاب قضاء علىّ [ عليه السّلام ] در « توجيه النّظر » ص موجود است . [ تعليقه ]
« تقييد العلم » طبع ثانى ، نشر دار إحياء السّنّة النّبويّة ، ص 88 و ص 89 .
( 1 ) مع العجب محمّد عجّاج خطيب در كتاب « السّنّة قبل التّدوين » ص 345 به اين حقيقت اعتراف نموده و گفته است : و قد اشتهرت صحيفهء أمير المؤمنين : علىّ بن أبى طالب الّتى كان يعلّقها فى سيفه ، فيها أسنان الإبل ، و أشياء من الجراحات ، و حرم المدينة ، و لا يقتل مسلمٌ بكافرٍ . و در تعليقهء آن گويد : انظر « مسند » الإمام احمد ص 44 و 35 و 121 و 131 ، ج 2 ، و « فتح البارى » ص 83 ، ج 7 ، و « رد الدّارمى على بشر » ص 130 .
و در تفسير « المنار » ج 6 ، ص 470 در ضمن تفسير آيه :يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَآورده است كه : و از اين باب مىباشد آنچه در صحيحين وارد است از سؤال بعضى از مردم از علىّ مرتضى : هَلْ خصَّهم الرّسول بشىءٍ من الوحى أو علم الدين ؟ ! يعنى اهل البيت . در اينجا سؤال أبو جحيفه را از حضرت و پاسخ وى را به همين منوال بيان مىنمايد .