كلام أبُو الْعَلاىِ مَعَرِّى را ضمن دو بيتىاش ديديم كه : به عنوان دفاع از اهل بيت و رفع تعجّب مُشكّكين چگونه مطلب را مبيّن و مدلّل مىسازد ؛ با آنكه همه مىدانيم : أبو العلا مردى است در بحث سرسخت ، و به زودى زير بار گفتار بدون برهان و دليل نمىرود .
و چقدر ابن خلدون خوب مسأله را بدين چند كلمه مدلّل ساخته بود كه : وقتى ما مىبينيم نظير اين اخبار از اقارب و ذرارى و مُنْتسبين به امامان شيعه و حضرت صادق واقع شده و تحقّق آن مشهود گرديده است ؛ چرا دربارهء خود آنها كه عين خاندان رسالت و حقيقت اهل بيت مىباشند ترديد نمائيم ؟ !
[ مشكل بودن باور بسيارى از مسائل غيبيه براى علمائى كه راه عرفان نپيمودهاند ]
در اين صورت به صاحب « اعيان الشّيعة » وَ مَنْ يَحْذُو حَذْوَهُ بايد گفت : استبعاد شما بى مورد است و اگر شما هم مانند بعضى از تلامذهء مرحوم آخوند ملّا حسينقلى همدانى آن عارف بزرگ در نجف به درس او مىرفتيد ، باور كردن اين امور و نظير آن براى شما سهل مىگشت . امّا نه تنها شما بلكه هر يك از علمائى كه از آن مَشْرب إشراب نشدهاند ، و به فقه و اصول و حديث و تفسير تنها قناعت ورزيدهاند ، و دلشان از انوار ملكوتى إشراب نگرديده ، و عوالم غيب را خود شهوداً لَمْس و مَسّ نكردهاند بدين درد مبتلا مىباشند .
مگر آنكه گرفتار بحث و نوشتار بعضى از علماى سنّى مذهب بشويد ، و آنها طبق اين گفتارتان از باب جدل بگويند : دليل بر حقّانيت ما اين است كه : در ميان ما عرفاى بزرگ كه داراى شهود وجدانى و علوم غيبيّه بودهاند بسيار ديده شده و نامشان و سيرشان و منهاجشان در كتب مسطور ، و مكتبشان نيز امروز موجود است . و امّا شما دربارهء امامان معصوم و پيشوايانى كه آنها را خليفهء إلهيّهء رسول اكرم مىدانيد ، قائل به انكشافات باطنى و علوم شهودى نمىباشيد ، بنابراين علماى ما كه راه عرفان را سير نمودهاند از امامان شما برتر و راقىتر مىباشند . در اينجاست كه دست پاچه شده و با هزار و يك دليل اثبات علوم غيبيّه حتّى علم جفر را براى آنان مىنمائيد تا از قافله عقب نمانيد ! بارى اين گونه استدلالها مشام جان را معطّر