تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
نمىسازد و تا براى شناخت امام عليه السّلام خود مؤمن شيعه دست به سلوك عملى نزند و در راه سير ايشان وارد نگردد مطلب براى او مبهم مىماند . مرحوم سيّد محسن امين به درس آخوند حاضر نشده است ، و خود از اين محروميّت اظهار تأسّف مىكند . او در كتاب « مَعادِن الجَواهر » جلد چهارم ص 77 مىگويد : « سپس خانه‌اى در محلّهء حُوَيْش نجف اجاره كرديم و بدان انتقال يافتيم و شروع به درس و تدريس نموديم ، و همسايهء ما شيخ ملّا حسين‌قُلى همدانى فقيه و عارف و اخلاقى مشهور بود . من دو روز به درس أخلاق او رفتم ، و پس از آن ترك گفتم و بر دروس فقه و اصول يكسره روى آوردم و سپس پشيمان شدم از آنكه تا آخر زمان حيات وى در درس اخلاقى او حاضر نگشتم . او رحلت كرد و ما در نجف اشرف بوديم ، و جُلّ تلاميذ او عرفاء صالحين بودند و در ميانشان به عكس آنان در اخلاق نيز يافت مىشدند ؛ چون حكمت مانند آب باران است چون ببارد بر درختى كه ميوه‌اش تلخ است ميوه تلخ‌تر مىگردد ؛ و چون ببارد بر درختى كه ميوه‌اش شيرين است شيرين‌تر مىشود . » منظور آن نيست كه شاگردان آخوند ، داراى جفر بوده‌اند و مغيبات را با آن كشف مىنمودند ؛ نه ! بلكه شاگردان ممتاز او كه بر عالم مثال و عقل احاطه پيدا كرده بودند همهء امور در هر لحظه در دلشان حاضر بود و در برابر ديدگان بصيرتشان مشهود . اين مقامى است كه جفر و رَمْل به گرد آن نمىرسد . منظور آن است كه : با وجود إحاطهء مثاليّه و إحاطهء عقليّه براى سالك راه خدا ، ديگر براى او باور كردن أمثال جفر كارى است آسان و او أبداً دنبال دليل متقن و دندان‌شكن نمىرود . در مراحل اوليّه ثبوتش براى وى حلّ گرديده است و براى اثباتش همين قدر دلائل نقلى كافى است .