تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠

[ إخبار آية الله بهجت از ضمير مؤلَّف ]

طرفه آنكه در همين ايّام يكى از اعاظم علماء « 1 » به ديدن حقير در شهر مقدّس مشهد آمدند ، و در ضمن سخن مطلبى ابراز نمودند كه جز اطّلاع بر سرائر و امور غيبيّهء مثاليّه براى آن محملى وجود نداشت . توضيح آنكه : حقير در شهر شوّال 1413 هجريّه قمريّه مبتلا به سكتهء قلبى شدم و چهار شب در بخش سى سى يو و نه شب در بخش عمومى بيمارستان قائم مشهد بسترى بودم تا به حمد الله مرخّص كردند و به منزل آمدم و فعلًا كم و بيش به كارهاى علمى دست به كار گرديده‌ام . روزى يكى از علماء بزرگ به ديدن حقير آمدند فقط با يك نفر از طلّاب كه همراهشان بود ، و در بنده منزل هم غير از خود حقير و بنده زادهء بزرگ : حاج سيد محمّد صادق كسى نبود . قبل از ابتلاى به بيمارى خداوند توفيق داده بود كه : شبها به تهجّد و قيام ليل اشتغال داشتم ؛ در بيمارى اين توفيق نبود ؛ و پس از رجعت به منزل ، با وجود بيدارى قهرى ساعات متوالى در شبها ، گويا به واسطهء عدم همّت و نقصان اهتمام ، اين امر مهمّ مدّتى طبعاً ترك شده بود . جناب معظّم له كه به ديدن حقير آمدند پس از مدّتى احوال پرسى و تعارفات معموله بدون مقدّمه فرمودند :
هامش
( 1 ) ايشان حضرت آية الله حاج شيخ محمّد تقى بهجت فومنى رشتى دام ظلّه العالى مىباشند كه از شاگردان عرفانى و اخلاقى حضرت آية الحقّ و سند التحقيق و عماد العرفان در عصر اخير در نجف اشرف مرحوم آية الله حاج ميرزا سيّد على آقا قاضى طباطبائى قدّس الله تربته الزكية بوده‌اند . و از شاگردان آن فقيد فعلًا غير از ايشان و جناب آية الله حاج شيخ على اكبر مرندى در مرند ، و جناب حجّة الاسلام حاج شيخ علّامهء انصارى لاهيجى مقيم فعلى مشهد كسى ديگر باقى نمانده است . أبقاهم الله ذخراً للإسلام و سنداً للمسلمين و متّعنا و جميع المؤمنين بدوام ظلّهم الممدود إلى يوم الورود . حقير در كتاب « نور ملكوت قرآن » مطبوع جلد اول از ص 206 تا ص 209 از دورهء أنوار الملكوت قسمت ششم از دورهء علوم و معارف اسلام شرح مختصرى از حضرت آية الله بهجت فومنى آورده‌ام .