در « بحار الانوار » ديدهام كه : از امام روايت است كه : قِيَامُ اللَّيْلِ يا صَلَوةُ اللَّيْل ( فرمودند : من ترديد دارم و اينك درست به خاطر ندارم ) مَطِيَّةُ اللَّيْلِ . « قيام در شبها - يا نماز در شبها - مركب راهوار شب براى حركت و وصول به مقصود است . » « 1 »
بنده سكوت كردم و فقط گوش مىدادم ، و گويا اين را ارشاد براى خود نگرفتم و تصميمى براى ادامهء نماز شب براى من پيدا نشد .
و چون باز از اين طرف و آن طرف سخن به ميان آمد فرمودند : در « بحار الانوار » ديدهام كه : قِيَامُ اللَّيْلِ يا صَلَوةُ اللَّيْلِ مَطِيَّةُ اللَّيْلِ .
و خداوند هم در قرآن مىفرمايد :
إِنَّ ناشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْئاً وَ أَقْوَمُ قِيلًا
. « 2 » « تحقيقاً شبزندهدارى ، گامى استوارتر و گفتارى محكمتر راى براى تو اى پيغمبر به وجود مىآورد ! »
و چون حقير مىدانستم كه : بنده زاده اهل تهجّد است ، اين مطالب ايشان بدون مقدّمه و سخن قبلى كه ابتداءً انشاء كردند براى تنبّه و بيدارى حقير است كه حتّى در حال مرض و كسالت هم نبايد از اين امر مهمّ دست برداشت و آن را با ديدهء سُست و كم أهمّيتى نظر نمود .
آيا در صورتى كه ما بالوجدان با چشم خود اين امر و نظير اين امور را مىنگريم ، از غيب و اطلاع بر سرائر و مخفيّات نسبت به پيشوايان دين و أئمّهء طاهرين آن هم مانند جفر كه امرى است معلوم ، دچار شك مىگرديم ؟ !
[ گفتار مستشار عبد الحليم دربارهء جفر ]
بارى در اينجا كه مىخواهيم بحث خود را پيرامون كتاب جفر أميرالمؤمنين - عليه أفضل صلوات المصلّين - خاتمه دهيم سزاوار است گفتار مُسْتشار
هامش
( 1 ) اصل حديث چنين است : قال الإمام أبو محمّدٍ الحسنُ العسكرىّ عليه السّلام : إنّ الوصولَ إلى اللهِ عزّ و جلّ سفرٌ لا يُدرَكُ إلّا بِامْتِطاءِ الليل ، مَن لَم يُحسِن أن يَمنَع لَم يُحسن أن يُعطى . « وصول به خداوند عزّ و جلّ مسافرتى است كه به دست نمىآيد مگر آنكه انسان شب را همچون مركب راهوارى اتّخاذ نمايد . كسى كه نمىتواند از خود بزدايد ( خورد و خوراك و خواب را ) نمىتواند از خود برون بدهد ( ثمرات شبزندهدارى را ) ! » ( « بحار الانوار » طبع حروفى إسلاميّه ، ج 78 ، ص 380 )
( 2 ) آيه 6 ، از سورهء 73 : المزّمّل .