تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
اهل البيت آن را از همديگر به ارث برده‌اند ، و كسانى كه به اهل بيت انتساب دارند نيز به ارث برده‌اند ، و نيز از ايشان أخذ كرده‌اند بعضى از مشايخ كاملين . و روش و دأب آنان چنان بوده است كه : آن را به تمام معنى الكلمه از غير كتمان مىكرده‌اند و گفته شده است : بر حقيقت آن كتابْ تفهّم و تفقّه نمىتواند بكند مگر مهدى عليه السّلام كه خروج او در آخر الزّمان مورد انتظار است . و اين معنى در كتب انبياء سالفه عليهم السلام وارد است همچنان كه از عيسى بن مريم عليه الصّلاة و السّلام نقل شده است كه فرمود : نَحْنُ مَعَاشِرَ الانْبِيَاءِ نَأْتِيكُمْ بِالتَّنْزيلِ ، وَ أمَّا التَّأْوِيلُ فَسَيَأْتِيكُمْ بِهِ الْبَارْقِليطُ الَّذِى سَيَأْتِيكُمْ بَعْدِى ! « ما جماعت پيامبران براى شما تنزيل را مىآوريم ، و امّا تأويل را بعداً بارقليط ( محمّد ) خواهد آورد كه پس از من به سوى شما خواهد آمد ! » و نقل شده است كه : خليفه مأمون چون عهد خلافت را پس از خود به علىّ بن موسى الرّضا عليه السّلام تفويض كرد و نامهء پيمان و عهدنامه را نوشت ، امام علىّ بن موسى الرّضا در پايان آن نامه نوشتند : نَعَمْ ، إلا أنَّ الْجَفْرَ وَ الْجَامِعَةَ يَدُلانِ عَلَى أنَّ هَذَا الامْرَ لَا يَتِمُّ « . آرى ، و ليكن جفر و جامعه دلالت دارند بر آنكه : اين امر به آخر نمىرسد . » و همانطور شد كه حضرت گفت . براى آنكه مأمون چون فتنه و انقلاب بنى هاشم را دريافت ، او را مسموم كرد . اين طور در « مفتاح السَّعادة » آمده است . ابن طَلْحَه ميگويد : جَفر و جامعه دو كتاب جليل هستند كه يكى از آنها را علىّ بن أبى طالب در حالى كه بر فراز منبر در كوفه مشغول خطبه خواندن بود ذكر نمود ، و ديگرى را رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلّم به طور سرّى به وى تعليم نمود و امر كرد او را تا آن را تدوين كند . على هم آن را به طور حروف متفرّقه بر طريق سِفْرِ آدم در جفرى و پوستى نوشت . يعنى در رَقِّى كه از پوست شتر مىساختند ؛ و روى اين زمينه در ميان مردم به آن شهرت يافت ، چون جريان و حوادث اوّلين و آخرين در آن يافت شد - تا آخر آنچه در « كشف الظّنون » ذكر كرده است ، و ما به همين مقدارى كه مىخواستيم در اينجا آورديم . و سپس در « كشف الظّنون » گفته است : و از جمله كتب مصنَّفهء در آن ( يعنى در علم
امام شناسى (فارسى) — صفحة 241 | السيد محمد حسين الطهراني