[ گفتار آية الله حسن صدر در تقدم شيعه در تدوين ]
محقّق عظيم و فقيه خبير عالم عصر أخير سيّد حسن صَدْر در كتاب « تأسيس الشّيعة لعلوم الإسلام » مىفرمايد : شيعه اوّلين گروهى بودند كه به جمع آثار و اخبار نبوى و سنّت محمّدى در عصر خلفاء نبىّ مختار - عليه و عليهم الصّلاة و السّلام پرداختند و در اين امر تقدّم داشتند .
ايشان در امر كتابت و تصنيف به امامشان حضرت أميرالمؤمنين عليه السّلام اقتدا كردند چون آن حضرت در عصر رسول خدا صلَّى الله عليه و آله تصنيف نمود .
شيخ ابو العبّاس نجاشى در ترجمهء محمّد بن عُذافِر مىگويد : « 1 » به ما خبر داد محمّد ابن جعفر و گفت : به ما خبر داد احمد بن محمّد بن سعيد ، از محمّد بن احمد بن حسن ، از عَبّاد بن ثابت ، از [ أبو مريم ] عبد الغفّار بن قاسم از عذافر صَيرفى كه گفت :
من با حَكَم بن عُيَيْنه [ عُتَيبَه ] نزد ابو جعفر محمّد بن علىّ الباقر عليهما سلام بوديم و او شروع كرد از حضرت سؤال نمودن - و حضرت پيوسته از او ناخوشايند بودند [ و
هامش
اعتبار آن بوده است كه او آن را نوشته و از كلام و املاء رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلم مرتّب گردانيده است . و آن اوّلين كتابى است كه در عصر رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلم در آن علم گرد آمده است . ذكر اين كتاب در اخبار ائمّه عموماً و اخبار مواريث خصوصاً مكرّراً وارد شده است ؛ و نزد حضرت امام ابى جعفر محمّد الباقر و فرزندش امام أبى عبد الله جعفر الصّادق عليهما السّلام بوده است ؛ و ثقات از اصحاب آن دو بزرگوار آن را نزد ايشان ديدهاند ؛ و ائمّه هر يك پس از ايشان از هم به ارث بردهاند ؛ و در عبارت حضرت امام رضا عليه السّلام در پشت عهدنامهاى كه مأمون با آن حضرت به ولايت عهدى مسلمين پيمان نهاد آمده است كه : « و جامعه و جفر دلالت بر ضدّ اين امر مىنمايند . » و ذكرى از آن ، وقت ذكر جفر خواهد آمد . و ظاهراً آن همان كتابى است كه در جملهاى از اخبار آتيه از آن به كتاب على و به كتابى كه به املاء نبىّ صلى الله عليه و آله و سلم و خطّ على عليه السّلام است و به كتاب على عليه السّلام كه هفتاد ذراع است و به پوستى كه هفتاد ذراع است و به صحيفهاى كه طول آن هفتاد ذراع است و به صحيفهاى كه جميع ما يحتاج حتى ارش خدش در آن موجود است و به صحيفهء عتيقه از صحف على عليه السّلام و شبه اينها تعبير شده است . از كسانى كه جامعه را نزد امام باقر عليه السّلام ديدهاند سُوَيد بن ايّوب و ابو بصير مىباشند . . . ، و از كسانى كه آن را نزد امام صادق عليه السّلام ديدهاند ابو بصير است .
( 1 ) اين روايت را در « رجال نجاشى » ( طبع انتشارات جامعهء مدرّسين قم ، ص 360 ) تحت رقم 966 آورده است ، مگر آنكه در چند مورد با نسخهء « تأسيس الشّيعة » اختلاف دارد كه در هر مورد داخل قلّاب تذكّر داده مىشود . ( م )