و مراد از خُلُق در
وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ
همان ملكهء نفسانيّهاى است كه از آن افعال به سهولت صادر مىگردد و به دو قسمت : فضيلت كه ممدوح است همچون عفّت و شجاعت ، و رذيلت كه مذموم است ، همچون شَرَه و جُبْن منقسم مىشود ؛ و ليكن وقتى كه آن را همين طور بدون قيدى اطلاق نمايند از آن حُسن خُلْق فهميده مىگردد . . .
و در بحث روائى فرمودهاند : در كتاب « معانى الأخبار » با اسناد خود از سُفيان بن سعيد ثَوْرى از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام در تفسير حروف مقطّعهء قرآن آورده است كه گفت :
و أمّا « ن » نهرى است در بهشت . خدا به او گفت : منجمد شو ! منجمد شد و به صورت مدادى درآمد ( يعنى به صورت مركّب ) و سپس به قلم گفت : بنويس ! پس قلم در لوح محفوظ نوشت تمام حوادث گذشته و آينده را تا روز قيامت . و بنابراين ، آن مداد و مركّب از نور است ؛ و قلم نيز قلمى از نور است ؛ و لَوْح نيز لوحى از نور است .
سُفْيان گفت : من به حضرت عرض كردم : يا بن رسول الله ! براى من دربارهء امر لوح و امر قلم و امر مداد بيان وافى و مشروحى را إفاده فرما ! و از آنچه خدا به تو تعليم نموده است مرا تعليم كن !
حضرت فرمود : اى پسر سعيد ! اگر تو أهليّت جواب را نداشتى پاسخى به تو نمىگفتم ! نون فرشتهاى است كه به سوى قلم ادا مىكند و مىرساند ؛ و آن نيز فرشتهاى است . و قلم به سوى لوح ادا مىكند ؛ و آن نيز فرشتهاى است . و لَوْح به سوى إسرافيل ادا مىنمايد ، و إسرافيل به سوى ميكائيل ، و ميكائيل به سوى جبرائيل ادا مىكند ، و جبرائيل به سوى انبياء و رُسُل الهى ادا مىنمايد .
راوى حديث كه سُفيان است مىگويد : حضرت در اين حال فرمود : برخيز اى سفيان و برو كه من ( از دستگاه حكومت جائره به واسطهء نشستن در اينجا ) بر تو