تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
( بهشتهاى نعيم ) پاداش مىدهم . » اى كاش من مى فهميدم مثل ايشان چيست ؟ ! و از جملة اغلاط آن اين است : « و لقد أرسلنا موسى و هارون بما استخلف فبغوا هارون فصبر جميل » . « و هر آينه تحقيقا ما فرستاديم موسى و هارون راى با آنچه خليفه و جانشين گرديده بود ؛ پس آنان هارون راى طلب كردند . پس صبر جميل پسنديده مى باشد . » معنى اين سخنان غضب آلوده چيست ؟ ! و معنى بما استخلف « 1 » كدام است ؟ ! و معنى فبغوا هارون چه مى باشد ؟ ! « 2 » و ضمير در بغوا به چه رجوع مىكند ؟ ! و امر به صبر جميل براى چه كسى مى باشد ؟ ! و از جملة اغلاط آن اين است : و لقد آتينا بك الحكم كالذى من قبلك من المرسلين و جعلنا لك منهم وصيا لعلهم يرجعون . » « و هر آينه ما تحقيقا به تو حكم راى داديم مانند پيامبران مرسلى كه پيش از تو بودند ؛ و ما قرار داديم براى تو از ايشان وصيى را ، به اميد آنكه ايشان بازگردند . » معنى آتينا بك الحكم چيست ؟ ! « 3 » و ضمير در كلمة منهم و لعلهم به چه رجوع
هامش
( 1 ) حرف « باء » در بما استخلف در تركيب موجود ، ظهور در معناى مصاحبت دارد ( مثل آية 33 از سورة 9 : توبه : . . .أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى. . . ، و آية 38 از سورة 51 : ذاريات : . . .أَرْسَلْناهُ إِلى فِرْعَوْنَ بِسُلْطانٍ. . . ) كه در اينجا معناى مناسبى ندارد ، و همچنين حذف ضمير عائد مجرور از صله در اين عبارت جائز نمى باشد و معنى راى ناتمام نموده است . و اگر بجى ء آن گفته بود : لما استخلف له ( يا فيه ) معنى اينچنين مى شد : « براى آنچه بدان خليفه و جانشين گرديده بود . » - ( م ) ( 2 ) بغى در صورتى كه بدون و اسطه متعدى به مفعول شود به معناى طلب مى باشد ( مثل آية 164 از سورة 6 : أنعام :قُلْ أَ غَيْرَ اللَّهِ أَبْغِي رَبًّا. . . ) كه در اينجا مناسبتى ندارد ، و در صورتى به معناى ظلم - كه احتمالا مورد نظر اين تلفيق كننده بوده است - خواهد بود كه با حرف جر على آورده شود ( مثل آية 76 از سورة 28 : قصص :إِنَّ قارُونَ كانَ مِنْ قَوْمِ مُوسى فَبَغى عَلَيْهِمْ. . . ) ؛ فبغوا على هارون يعنى « پس آنان بر هارون ستم روا داشتند . » - ( م ) ( 3 ) فعل آتى بدون و اسطه متعدى به دو مفعول مىشود ( مثل آية 87 از سورة 15 : حجر : . . .آتَيْناكَ سَبْعاً مِنَ الْمَثانِي. . . ، و آية 12 از سورة 19 : مريم : . . .آتَيْناهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا) و آوردن باء بر سر مفعول آن صحيح نبوده و معنى ندارد . ( م )