تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
و در روايتى در « كنز العمال » از ابن ضريس از عمر وارد است كه : من به رسول خدا گفتم : اكتبها يا رسول الله ؟ قال : لا أستطيع ! و ابن ضريس از زيد بن أسلم تخريج نموده است كه : عمر براى مردم خطبه خواند : فقال : لا تشكوا فى الرجم ! فإنه حق و لقد هممت أن أكتبه فى المصحف ، فسألت ابى بن كعب ، فقال : أ ليس أتيتنى و أنا أستقرئها رسول الله ، فدفعت فى صدرى و قلت : كيف تستقرئه آية الرجم و هم يتسافدون تسافد الحمر - انتهى . « و گفت : در رجم شك مكنيد ! زيرا كه آن حق مى باشد ، و هر آينه من تحقيقا قصد كردم كه آن راى در مصحف بنويسم ، چون از ابى بن كعب پرسيدم در جواب گفت : مگر تو نزد من نيامدى در حالى كه من مى خواستم اجازة قرائت آن راى از رسول الله بگيرم و تو در سينه ام كوفتى و گفتى : چگونه اجازة قرائت و كتابت آية رجم راى از رسول الله مى گيرى در حالى كه ايشان به مانند به روى هم جهيدن خرها به روى هم مى جهند ؟ ! » اين روايت مى رساند كه : عمر راضى به نازل شدن چيزى دربارة رجم نبود . و اى كاش محدثين حاصل جواب ابى راى به عمر و حاصل منع عمر ابى راى از استقراء و خواستن اجازة كتابت وقرائت اين آيه تفسير مى نمودند ! و ترمذى از سعيد بن مسيب از عمر تخريج كرده است كه او گفت : رجم رسول الله صلى الله عليه [ وآله ] و سلم و رجم أبو بكر و رجمت ، و لو لا أنى أكره أن أزيد فى كتاب الله لكتبته فى المصحف ! « رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم رجم كرد ، و أبو بكر رجم كرد ، و من رجم كردم ؛ و اگر مرا ناخوشايند نبود كه در كتاب الله چيزى راى بيفزايم ، آن راى در مصحف مى نوشتم ! » بنابراين عمر مى گويد : نوشتن رجم در مصحف ، زيادتى در كتاب خدا بوده است كه و ى آن راى ناپسند مى دانسته است . ميان اين چهار روايت يكى راى با ديگرى مقابله بينداز تا بدانى دست محدثينى كه و لع و حرص در كثرت روايت دارند چه جنايتى راى مرتكب گرديده است ؟ ! و چون