و ترمذى مسندا روايت كرده است از أنس بن مالك كه قال : قال رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم : لو كان لا بن آدم واد من ذهب لأ حب أن يكون له ثان ، و لا يملأ فاه إلا التراب ، و يتوب الله على من تاب . و متوجه باش كه اينك مى نگرى روآيات عائشة و جابر و أنس و ابن عباس راى كه قرار داده است حديث و ادى ، و دو و ادى راى از قول رسول الله و تمثل و ى . و اين روآيات با سياقشان نفى مى كنند كه از قرآن كريم باشند . و مع ذلك كلامى راى در آنها به گفتار رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم داده است كه بعضى از اعتراضات متقدمه بر آن وارد است از آن اعتراضاتى كه و اجب است كلام رسول نيز از آن منزه باشد . اينها با وجود صرف نظر از اضطراب در متن است كه روايت راى به صورت عبارت ركيك شوخى آميز و مسخره انگيز در آورده است .
أمر سوم : و از جملة آنچه به كرامت و مجد و علو شأن قرآن مجيد چسبانيده اند گفتارشان در روايت از زيد بن ثابت مى باشد كه : ما در زمان پيامبر اين طور بوديم كه آية رجم ( سنگسار نمودن ) راى ميخوانديم : الشيخ و الشيخة إذا زنيا فارجموهما البتة » ؛ و در روايت از زر از ابى ، كه سورة أحزاب به قدر سورة بقره بوده است و يا از آن طويل تر ، و در آن و يا در أواخر آن آية رجم بوده است بدين عبارت : الشيخ و الشيخة فارجموهما البتة نكالا من الله و الله عزيز حكيم ؛
و در روايت سيارى از شيعه از أبو عبد الله با زيادتى قوله : بما قضيا من الشهوة ؛
و در روايت « موطأ » و « مستدرك » ، و مسدد ، و ابن سعد ، از عمر همچنان كه مى آيد : الشيخ و الشيخة فارجموهما البتة ؛
و در روايت أبو امامة بن سهل كه خالة او گفته است : رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم آية رجم راى اين گونه به ما قرائت ميداده است : الشيخ و الشيخه فارجموهما البتة بما قضيا من اللذة » . و مثل آن ، روايت سعد بن عبد الله و سليمان بن خالد از شيعه از أبو عبد الله عليه السلام مى باشد .
و يا للعجب چگونه اين جماعت محدثين راضى شدند تا مجد و كرامت قرآن ، اين حكم شديد راى بر پيرمرد و پير زن بيفكند ؟ ! بدون آنكه لا أقل سبب آن راى كه زنا
امام شناسى (فارسى) — صفحة 180
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٨٠